❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هر چه منتظر ماندم ..... کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنهاتر از همیشه به خانه بر گشتم . . .
نازنین ( NA - NA)
پلکهاي مرطوب مرا باور کن، اين باران نيست که ميبارد، صداي خسته ي من است که از چشمانم بيرون ميريزن
نازنین ( NA - NA)
روي آن شيشه تبدار تو را ” ها ” کردم، اسم زيباي تو را با نفسم جا کردم، شيشه بدجور دلش ابري و باراني شد، شيشه را يک شبه تبديل به دريا کردم، با سرانگشت کشيدم به دلش عکس تو را، عکس زيباي تو را سير تماشا کردم
نازنین ( NA - NA)
شقايق گريه کن دلتنگ يارم – دگر از دوري اش طاقت ندارم
مهدی
آسمان جای عجیبی ست نمی دانستیم عاشقی کار غریبی ست نمی دانستیم عمر مدیون نفس نیست نمی دانستیم عشق کار همه کس نیست نمیدانستیم...
نازنین ( NA - NA)
ميان تو و من فاصله ايست به پهناي يک عمر شايد؛ زياد که نيست ؟ چه رنجي ميکشم من … چه تحملي ميکني تو !!! آغوشمان باز خواهد بود براي رسيدن خسته که نميشوي ؟ چه اگر برسم … چه اگر نرسي چه اگر نيايم …چه اگر نيايي چه اگر نباشم … چه اگر نباشي. بگو که روزي به هم ميرسيم . بگو که هستي . همين
نازنین ( NA - NA)
تو رفتي و من شدم لحظه شمارت / دو قطره اشک مانده يادگارت اگر برگشتي و من را نديدي / بدان که مرده ام از انتظارت . . .
نازنین ( NA - NA)
ميروم ديگر شما يادم کنيد / من که رفتم اين غزل ها را شما دفتر کنيد ميروم تا دل نبندم دل به خوبي هايتان / باز هم دل بستم و زخمي شدم ، باور کنيد . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دل مرده ام، قبول ... ای مسیح من! یک جمعه هم زیارت اهل قبور کن... العجل ...
مهدی
ای كاش مهتاب بودم تا در شب های زندگیت می تابیدم ای كاش خورشید بودم تا روزهای زندگیت را درخشان می ساختم ای كاش لبخند بودم تا بر روی لبانت می نشستم ای كاش اشك بودم تا از روی گونه هایت سرازیر می شدم و غم هایت را با خود می بردم...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم ...... تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم ......... گفتند غروب جمعه خواهی آمد ...... آنقدر نیامدی که ما پیر شدی .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نیاز نیست انسان بزرگی باشیم ... " انسان بودن " خود ، نهایت بزرگی است . می توان ساده بود ولی انسان بود به همین سادگی ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کهنه فروش تو کوچه مون داد میزد : کهنه میخریم، وسایل شکسته و درب و داغون میخریم ... بی اختیار فریاد زدم : قلب شکسته ای - که روزگاری قیمت داشت - هم میخری؟ گفت: اگر برایت ارزش داشت، به دست نا اهل و بی لیاقت نمی دادی تا آنرا بشکند ... راست میگفت ...

15 سال و 1 ماه و 27 روز و 9 ساعت و 23 دقيقه قبل