دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :
” او یقینا پی معشوق خودش می اید “
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :
” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “
عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .
.
حكایت من،حكایت كسی است كه عاشق دریابود،اماقایق نداشت؛دلباخته سفر بود،اماهمسفرنداشت،حكایت من،حكایت كسی است كه زجركشید،اماضجه نزد،زخم داشت وننالید،گریه كرد،امااشك نریخت حكایت من،حكایت كسی است كه پرازفریادبود،اماسكوت كردتاهمه ى صداهارابشنود...

جزئیات گروه

شناسه 1626
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 723 پست
عضو 159 کاربر
طرفدار 22 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 253
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 170
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 131

کاربران گروه

(158 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

همه چی آرومه
شناسه‌: 1626 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مرجان
مرجان

برای رسیدن به سرزمین عشق، “پلی” لازم بود و “عبوری”..... “پل شدن” سهم من بود و “عبور” سهم او ......

مرجان
مرجان

و در این سایه سار خیال......... با زیبا ترین رنگها چشمهایت را به تصویر می کشم ....

مرجان
مرجان

@aynor من ان غريبه ي ديروز اشناي امروز وفراموش شده ي فرداهستم .................دراشناي امروز مي نويسم ..........تادرفراموشي فردايادم كني

مرجان
مرجان

@memol • باید یاد بگیریم استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر . در بازی زندگی اگر عوض نشویم تعویض میشویم …

مرجان
مرجان

تو که نیستی... شب است و زوزه گرگ..... تنهایم نگذار....... دیگر اهل هیچکس نیستم

مرجان
مرجان

• پاك کن هایی ز پاکی داشتیم، یک تراش سرخ لاکی داشتیم، کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت، دوشمان از حلقه هایش درد داشت، ... گرمی دستانمان از آه بود،برگ دفترهایمان از کاه بود، تا درون نیمکت جا میشدیم ما پراز تصمیم کبری میشدیم، با وجود سوز و سرمای شدید ، ریزعلی پیراهنش را میدرید، کاش میشد باز کوچک میشدیم لااقل یک روز کودک میشدیم

مرجان
مرجان

• تلویزیون داره میگه : جوونا باید مسیر زندگیشونو مشخص کنن تا موفق بشن ... یهو مامانم برگشته میگه : مسیرشون مشخصه دیگه ... اینترنت ..آشپزخونه... اینترنت...دستشویی... اینترنت...تخت خواب ...!!!

مرجان
مرجان

زندگی ، فهم نفهمیدن هاست زندگی ، سهم تو از این دنیاست زندگی ، پنجره ای باز به دنیای وجود تا که این پنجره باز است ، جهانی با ماست .....

مرجان
مرجان

کلمات هم شده اند... بازیچـــــــه ی مـــــــن و تــــــــو'''''' سلام... صبحتون زیبا

مرجان
مرجان

مهربانی را اگر قسمت کنیم من یقین دارم به ما هم میرسد....... به امیده دیدار

مرجان
مرجان

گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند مراقب بعضی یک ها باشیم در حالی که ناچیزند ، همه چیزند . . . .

مرجان
مرجان

کاش دستانم آنقدر بزرگ بود........... که می توانستم چرخ و فلک دنیا را به کام تو بچرخانم ..........

مرجان
مرجان

روبه روی تو ... می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم !............!

مرجان
مرجان

مـــــنــــ ســوســـو ميـــزنـــمــ....... فــانـــوس ها تــمــاشـــايــمـــ ميــكــنــنــد

مرجان
مرجان

گاهے دلمـ دو کلمه حرف مهربانانه مےخواهد...! نه به شکل ِ دوستت دارم و یا نه بــ ِ شکل ِ بے تو مے میرمـــ...! ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگر ے ست !