دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :
” او یقینا پی معشوق خودش می اید “
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :
” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “
عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .
.
حكایت من،حكایت كسی است كه عاشق دریابود،اماقایق نداشت؛دلباخته سفر بود،اماهمسفرنداشت،حكایت من،حكایت كسی است كه زجركشید،اماضجه نزد،زخم داشت وننالید،گریه كرد،امااشك نریخت حكایت من،حكایت كسی است كه پرازفریادبود،اماسكوت كردتاهمه ى صداهارابشنود...

جزئیات گروه

شناسه 1626
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 723 پست
عضو 159 کاربر
طرفدار 22 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 253
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 170
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 131

کاربران گروه

(158 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

همه چی آرومه
شناسه‌: 1626 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مرجان
36.jpg مرجان

گاهی آدم میماند بین بودن یا نبودن! به رفتن ک فکر می کنی اتفاقی می افتد که منصرف می شوی… میخواهی بمانی، رفتاری می بینی که انگار باید بـــروی! این بلاتکلیفی خودش کلــــی جهنـــــــــــــــم است .

مرجان
مرجان

خودم بغل میگیرمت... پر میشم از عطر تنت...

مرجان
مرجان

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند ؛ طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم ... به امیده دیدار

مرجان
مرجان

یاد باد آن روزگارانی که با یاران گذشت.

مرجان
مرجان

گاه آدمی در بیست سالگی می میرد ولی در هفتاد سالگی به خاک سپرده میشود. (صادق هدایت)

مرجان
مرجان

وقتی از آدمی بت می سازی ، همه ی رفتارهایت تبدیل به عبادت می شود و این بزرگترین خیانت به خود است . . . .

مرجان
مرجان

من به دستای خدا خیره شدم ......... معجزه کرد

مرجان
مرجان

بزرگ که می شوی غصه هایت زودتر از خودت قد می کشند دردهایت نیز …غافل از آنکه لبخندهایت را در آلبوم کودکیت جا گذاشته ای شاید بزرگ شدن اتفاق خوبی نباشد

مرجان
مرجان

آرزوهایت بلند بود دست های من کوتاه تو نردبان خواسته بودی من صندلی بودم با این همه …فراموشم مکن وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای و به ماه فکر می کنی....

مرجان
مرجان

دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه … غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه کنیم

مرجان
مرجان

رهایم کردی چرا که برهنگی ات را نجویدم بوسه هایت را ندریدم …و طعم گس گناه را …نچشیدم رهایم کردی چون؟!؟ عشق ورزیدم

مرجان
مرجان

وقتی تو با تبر درختان دلم را قطع می کردی! تنها سلاح من…آن قیچی بود! که ارام ارام…خاطراتم را کوتاه می کرد.....

مرجان
مرجان

قلب کال مـن در فصل دست های تــو می رسـد فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها دستــی برای تمـــام فصل ها......

مرجان
مرجان

سخت ترین فعلی که برایت به سادگی صرف کردم …. عمرم بود

مرجان
مرجان

نگران کفش های کهنه ام بودم یکی را دیدم پا نداشت. .