دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :
” او یقینا پی معشوق خودش می اید “
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :
” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “
عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .
.
حكایت من،حكایت كسی است كه عاشق دریابود،اماقایق نداشت؛دلباخته سفر بود،اماهمسفرنداشت،حكایت من،حكایت كسی است كه زجركشید،اماضجه نزد،زخم داشت وننالید،گریه كرد،امااشك نریخت حكایت من،حكایت كسی است كه پرازفریادبود،اماسكوت كردتاهمه ى صداهارابشنود...

جزئیات گروه

شناسه 1626
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 723 پست
عضو 159 کاربر
طرفدار 22 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 253
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 170
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 131

کاربران گروه

(158 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

همه چی آرومه
شناسه‌: 1626 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مرجان
مرجان

شب های دراز بی عبادت چه کنم........... طبعم به گناه کرده عادت چه کنم.............. گویند کریم است و گنه می بخشد............ گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم…

مرجان
مرجان

وقــتی دست فــشردیــم و قـــول دادیـــم ... فقــــط ،دست ِ تــو مـردانـه بــود! و ... قـــــول ِ من !!

مرجان
مرجان

خدایا... بابت آن روز که سرت داد کشیدم متاسفمـــــــــ...!!! من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشــــَش را ندارد و مــــــــــن پا فشاری می کردم

memol
memol
توسط موبایل در همه چی آرومه

این قدر اسم خیانت و نامردی شنیدم توهم برداشتم که نکنه یکی بم خیانت کرده خودم نفهمیدم. راستشو بگو؟ تو نبودی که خیانت کردی بم؟خدا اخر عاقبت همه ی ما رو به خیر بکنه!نترکیم خوبه والله

این ارسال را بازنشر کرده است.
مرجان
مرجان

و"تو" هنوز با تمام "نبودنت" تمام "بودن"مني.....

مرجان
مرجان

شاعر از كوچه ى مهتاب گذشت،ليك شعرى نسرود،نه كه معشوقه نداشت،نه كه سرگشته نبود،،سالها بود دگر كوچه ى مهتاب خيابان شده بود...

مرجان
171.jpg مرجان

دردناک است دوست بداری و گمان کنی دوستت دارند، حال آنکه او یگانه هستی تو باشد و تو یکی از هزاران لذت او... !

این ارسال را بازنشر کرده است.
مرجان
مرجان

یادت هست مادر؟ اسم قاشق را گذاشتی قطار، هواپیما، کشتی؛ تا یک لقمه بیشتر بخورم یادت هست؟ شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران میگفتی بخور تا بزرگ بشی آقا شیره بشی... خانوم طلا بشی و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم قورت بدهم حتی بغض های نترکیده ام....♥

مرجان
aks%20haye%20ziba%20(4).jpg مرجان

هرکس جای من بود ، می بُرید.. اما من هنوز می دوزم ، چشم امید به راه . . . !!!

مرجان
مرجان

پیـــــچـکـــــ مــــی شوم ، وحــشــــــــــــــــــــــی!! مــــــــی پیــــــــــــــچم بـه پـــر و پـای ثانیه هـایـت ،، تـا حتــــی نتــــوانــــــــی آنــــــــــــــــــــــــــــــــی !! … بـــــــــی “مـــن” ” بـــــودنـــــــــــــ” را زنــدگــــی کنـی!!

مرجان
مرجان

من مانده ام با یاد تــــــــــو و بغضی که لگد می زند بر حنجــــــــــــره ای پا به مـــاه. . .

مرجان
مرجان

تمام روزهایی که سرگرمیش بودم ، زندگیم بود...

مرجان
مرجان

گاهي آدم ها ميروند نه براي اينکه دليلي براي ماندن ندارند بلکه آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالاي محبت تو را ندارند....

مرجان
مرجان

بارآخر.. من ورق را با دلم بر ميزنم!! بار ديگر حكم كن! اما نه بي دل! با دلت دل حكم كن حكم دل : هركه دل دارد بيندازد وسط تا كه ما دلهايمان را رو كنيم!! دل كه روي دل بيافتاد،عشق حاكم ميشود،،پس به حكم عشق،،بازي ميكنيم.. اين دل من.! رو بكن حالادلت را...! دل نداري؟ بر بزن انديشه ات را...! حكم لازم: دل گرفتن!! دل سپردن... هر دو لازم! عشق لازم...

مرجان
مرجان

گاهی عمیقا مایلم ماهی باشم؛ماهی حافظه اش هفت ثانیه است بی هیچ خاطره ای....