مریم
کاش یادت نرود ، روی این نقطه پررنگ بزرگ بین بی باوری آدمها یک نفر میخواهد که تو خندان باشی نکند کنج هیاهوی زمان ، بروم از یادت.
مریم
معلم زبان ميگويد همه فعلها خواستن با to شروع ميشود من بى تو هيچ فعلى را نميخواهم
مریم
بسيار نمي خواهم تنها كمي براي چشم به هم زدني دستت را به من بده تا دلت را در آغوش بگيرم لعنت به تمام كساني كه تو نيستند ولي عطر تو را مي زنند.
مریم
براى او مينويسم او كه تنش بوى گلهاى سرخ را ميدهد براى او كه قلبش به وسعت درياست و قايق قلب من در آن غرق شد رفت و من تنهاتر از تنها شدم
مریم
تو را در مثنوی پیدا نکردم. حضور دیگری پیدا نکردم. سرودم هر غزل تنها تو بودی. برایت ثانوی پیدا نکردم
مریم
آنقدر آرزوهایم را به گور بردم که دیگر جایی برای جسدم نیست
مریم
ياد دارم ازدبستان دركتاب....درس اول صحبت نان بودو آب .....آنچه را در خردسالي خوانده ايم .... همچنان درجستجويش مانده ايم
مریم
یه ILOVE YOU تقدیم به کسیکه نمیدونم تو خاطرش میمونم یا براش خاطره میشم؟
مریم
چه خوش خیال است! فاصله را می گویم!! به خیالش تو را از من دور کرده.... نمی داند تو جایت امن است؛ اینجا.. میان دلم
مریم
گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود گفتا چه توان کرد که تقدیر چنین است
مریم
رفتی اما خاطراتت شده جزئی از وجودم عاشق غریبه هایی کاش منم غریبه بودم
مریم
موشی در خانه صاحب مزرعه تله موش دید به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند تله موش مشکل توست به ما ربطی ندارد . ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزید از مرغ برایش سوپ درست کردند گوسفند را برای عیادت کننده گان سربریدند گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و در این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد و به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکر میکرد.
مریم
مردمي كه گلها را دوست دارن خودشان از گلها دوست داشتني ترند.
مریم
اشتباه از من بود ، پررنگ نوشته بودمت بر کتیبه ی دلم، به سختی پاک میشوی