دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
گـلـپــری
گـلـپــری

پشت چراغ قرمز دختركى گل مى فروخت و سرش خلوت بود؛ اما كمى آن طرفتر دخترى چراغ سبز نشان مى داد و سرش شلوغ

این ارسال را بازنشر کرده است.
گـلـپــری
گـلـپــری

دست های کوچکش, به زور به شیشه های اتومبیل حاجی می رسد. التماس می کند : آقا... آقا..."دعا" می خری؟ حاجی بی اعتنا تسبیح دانه درشتش را می گرداند، و برای فرج آقا "دعا" می کند

این ارسال را بازنشر کرده است.
مریم
مریم

آیین عشق ‌بازی دنیا عوض شده‌ ست یوسف عوض شده‌ ست، زلیخا عوض شده‌ ست سر همچنان به سجده فرو برده ‌ام ولی در عشق سالهاست که فتوا عوض شده‌ ست

مریم
مریم

با درودی به خانه می آیی و با بدرودی خانه را ترک می گویی ای سازنده! لحظه ی ِ عمر ِ من به جز فاصله یِ میان این درود و بدرود نیست: این آن لحظه ی ِ واقعی ست که لحظه ی ِ دیگر را انتظار می کشد. نوسانی در لنگر ساعت است که لنگر را با نوسانی دیگر به کار می کشد. گامی است پیش از گامی دیگر که جاده را بیدار می کند. تداومی است که زمان مرا می سازد لحظه ای است که عمر ِ مرا سرشار می کند. احمد شاملو

مریم
مریم

در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین خامشی شرط وفاداری بود غوغا چرا شهریارا بی‌جیب خود نمی‌کردی سفر این سفر راه قیامت میروی تنها چرا

مریم
مریم

در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمی آید اندوهگین و غمزده می گویم شاید ز روی ناز نمی آید چون سایه گشته خواب و نمی افتد

مریم
مریم

در من کسی پیوسته می گرید این من که از گهواره با من بود این من که با من تا گور همراه است

مریم
مریم

من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش افسردگی و سردی ی کافور نهادم او مرده و در سینه ی من ،‌ این دل بی مهر سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم

مریم
مریم

بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم آن کس که تو می خواهیش از من به خدا مرد او در تن من بود و ، ندانم که به ناگاه چون دید و چها کرد و کجا رفت و چرا مرد

مریم
مریم

ای رفته ز دل ، راست بگو !‌ بهر چه امشب با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟ گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه من او نیم او مرده و من سایه ی اویم

مریم
مریم

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر تاب نگاه تو ندارم بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

مریم
مریم

گویا زمان گفتن دیگر سرآمده ست

مریم
مریم

هزاران کوچه در خوابست هزاران کوچه ی تاریک هزاران چهره ی ترسیده پنهان هزاران پرده ی افتاده ی سنگین هزاران خانه در خوابست هزاران چهره ی بیگانه در خوابست میان کوچه ی تنها میان شهر میان دستهای خالی نومید هزاران پرده یکسو می رود آرام هزاران پرده ی افتاده ی سنگین میان کوچه ی تنها میان شهر میان رفت و آمدهای بی حاصل میان گفت گوهای ملال آور

مریم
مریم

@باران بهاری دیر فهمیدنش براش فایده ای هم داره ؟

مریم
مریم

...خون می خورم وخاموشم . حافظ