دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مریم
مریم

با زمستانی که می تازد به قتل عام باغ از گل خشمی که می روید در این گلدان بگو

مریم
مریم

باد شبگرد سخن چین ، پشت گوش پرده هاست تا جهان آگه شود ، بی پرده از یاران بگو

مریم
مریم

مرا به خانه ام ببر که عشق در میانه نیست مرا به خانه ام ببر اگر چه خانه ، خانه نیست

مریم
مریم

چگونه گریه سر کنم که یار غمگسار نیست مرا به خانه ام ببر که شهر ، شهر یار نیست

مریم
مریم

از این چراغ مردگی از این بر آب سوختن از این پرنده کشتن و از این قفس فروختن

مریم
مریم

شب آشیان شبزده چکاوک شکسته پر رسیده ام به ناکجا مرا به خانه ام ببر

مریم
مریم

خدای را مسجد من کجاست ای ناخدای من؟ در کدامین جزیره آن آبگه ایمن است که راهش از هفت دریای بی زنهار می گذرد؟

مریم
مریم

نازک تر از خیال منی، ای نگاه! لیک با سینه کار دشنه ی پولاد می کنی نقشت ز لوح خاطر سیمین نمی رود ای آن که گاه گاه ز من یاد می کن

مریم
مریم

پنهان مساز راز غم خویش در سکوت باری، در آن نگاه، چو فریاد می کنی ای سیل اشک من! ز چه بنیاد می کنی؟ ای درد عشق او! از چه بیداد می کنی؟

مریم
مریم

ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی پیوسته شادزی که دلی شاد می کنی گفتی: “برو!” ولیک نگفتی کجا رود این مرغ پر شکسته که آزاد می کنی

مریم
مریم

پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا نام خدا نبردن از آن به که زیر لب بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا

مریم
مریم

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم

مریم
1304257647399137.png مریم

کمانگیر : بی تفاوتی را خماری مطبوع یک جسد خوانده است. .

مریم
مریم

عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم تقویمها گفتند و ما باور نکردیم دل در تب لبیک تاول زد ولی ما لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم

مریم
مریم

واعظان كین جلوه در محراب و منبر می كنند چون به خلوت می روند آن كار دیگر می كنند مشكلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس توبه فرمایان چرا خود توبه كمتر می كنند