سوسن سعادت
هود خيالم با صداي نكره اش...............خودنمايي ميكند در پرسه هاي پايان روز...........
♥ tannaz ♥
با همه ی بی سر و سامانی ام/ باز به دنبال پریشانی ام /طاقت فرسودگی ام هیچ نیست /در پی ویران شدنی آنی ام...
سوسن سعادت
صداي دوش..............كوك سمفوني بغض.............
میترا
گاه در زندگی ، موقعیت هایی پیش میآید که انسان باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد
سوسن سعادت
صداي دوش...........دوست صميمي بغض گريخته از گلوگاه.......
میترا
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: “مگه کوری؟
♥ tannaz ♥
خدا را شکر .. که حرف های عاشقانه .. که سالهاست .. به ناچار .. در دلم مانده !.. خُمس ندارد ! چرا که هیچ کس .. جز تــو را .. لایق نمی بینم ..! برای گفتن !!
♥ tannaz ♥
دو تا رفيق بودند هميشه با هم شراب ميخوردن يكيشون ميميره چند وقت بعدش اون يکي... ميره مِي خونه به ساقي ميگه 2 پيک بريز ساقي ميگه چرا 2 تا؟ ميگه يکي برا خودم يکي به ياد رفيقم. 1 سال بعد وقتي ميره مِي خونه به ساقي ميگه 1 پيک بريز؛ ميگه رفيقتو فراموش کردي؟ ميگه نه، خودم توبه کردم ميزنم به ياد رفيقم ...