دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

" اين شمع ديگر هرگز فوت نخواهد شد ..."

امیر کریمی
امیر کریمی

این روزها در حال عبورم. فقط در حال عبور. از همه چیز و همه کس. هی راه میرم. راه میرم. راه میرم. فقط همین...

امیر کریمی
امیر کریمی

حال پرنده ای رو دارم که باد جفتشو و آشیانشو با هم می بره...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

انقدر جدی شدم که هیچ کاریکاتوری خودشو پشتم پنهان نکرد ...

امیر کریمی
امیر کریمی

"روزها با سوزها همراه شد .."

امیر کریمی
امیر کریمی

ازین عکس سیر نمیشم لا مصب .... ...گاهی زیاد.. گاهی خیلی زیاد باید نشست و تو چشمای تصویر زل زد...

امیر کریمی
امیر کریمی

به سنگفرش تو خون تازه ام حلال باد ....

امیر کریمی
امیر کریمی

غمهاي ما انقدر بزرگند كه در يك سينه نمي گنجند و اغلب شبيه به هم.چون نگاهمان شبيه به هم است.... یادت باشه غم هايت را پخش نكن.حيفند.نگهشان دار و بنويسانشان ....

امیر کریمی
امیر کریمی

چقدر تنهائی هایمان ، دردهایمان ، بغض هایمان و ....شبیه هم است اما باز این همه تنها هستیم!!!! حتی اگر تو رهایش کنی او رهایت نمی کند.....

امیر کریمی
امیر کریمی

هميشه براي رهايي راهي هست كافيست بعضي از حروف را جابجا كني...

امیر کریمی
امیر کریمی

زندون بی دیوار، سلول بی مرزه...

امیر کریمی
امیر کریمی

غمگينم مثل درختي كه ميوه هايش را ميخورند و شاخه هايش رابه دستهاي تبر تقديم ميكنند....

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

پدر قهوه تلخي بود كه به زور به خورد مادرم دادند و مادر نمكي كه بر زخمهاي زندگي پدر پاشيدند معجوني هستم از هر دوي آنها كه به هيچ مذاقي خوش نخواهم شد....

امیر کریمی
امیر کریمی

كنار من كه وا ميپاشم از هم تحمل كن، تحمل كن عزيزم...

امیر کریمی
امیر کریمی

روي يک پادري نازک توي پاگرد خوابيدن کار سختي نيست آواره در راه پله ها ممکن است گرسنه مانده باشي بدتر از آن سردت هم باشد اما اگر فکر کني خيال کني حتي کسي آن سر دنيا شايد که دوستت دارد -گر چه اصلا هم به يادت نباشد-