دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
سوسن سعادت
imagesCA257AHA.jpg سوسن سعادت

سلامممم اي آشناترين....سلام دنبالري عزيز........

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

خسته در حبس زمینم......

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

تو دست در دست دیگری .... من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو .... مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل... ... آن دستها به هیچ کس وفا ندارند...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

در این لحظه ها، دیگر هیــــچ چیز این زندگی قانعم نمی کند !

زندگی تکراری
زندگی تکراری

عذادار بودن هم سخته ها الان یک من ریش روی صورتم هست که مثل تیغ میرن توی صورتم منم که حــــــــســــــــــاس ....

زندگی تکراری
زندگی تکراری

ایول از دیشب رفتیم کلاس ورزش برای کاهش وزن جاتون خالی الان پشتم میخواره دستم بالا نمیاد که بخوارونمش

زندگی تکراری
زندگی تکراری

هرچی فکر میکنم یک جای کار میلنگه

زندگی تکراری
زندگی تکراری

سلام به همه دوستان عزیز و گرامی دنبالر

soheila
soheila

همش توی خواب کابوس می دید، دیگه کلافه شده بود. از خواب بیدار شد. می خواست بره تا یه قرص آرام بخش بخوره تا راحت بخوابه. ولی هرچی سعی کرد نتونست از جاش تکون بخوره. پتو رو زد کنار ! تازه یادش اومد که پاهاش رو توی جنگ از دست داده. باید از ته دل کمک می خواست تا یه نفر بیدار بشه و ...... ياد مردان رشيد سرزمين ايران جاودانه باد.

soheila
soheila

نقشه رو ورق زد، خیلی گشت ولی .... اصلا نتونست پیداش کنه!همون کسی که خیلی دوستش داشت توی اون شهر زندگی می کرد. ولی روی نقشه نبود ! باید دنبال یه نقشه دیگه می گشت که بتونه روش شهرعشق رو پیدا کنه.

soheila
soheila

مردی هر روز در بازار گدايی میکرد و مردم هم حماقت او را دست میانداختند. دو سکه به او نشان میدادند که يکی از طلا بود و يکی از نقره. اما مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب میکرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان میدادند و مرد گدا هميشه سکه نقره را انتخاب میکرد. تا اينکه مرد مهربانی از راه رسيد و از اينکه مرد گدا را آنطور دست میانداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه طلا را بردار. اينطوری هم پول بيشتری گيرت میآيد و هم ديگر دستت نمیاندازند. مرد پاسخ داد: حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من از آنها احمقترم. شما نمیدانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده ام. نتیجه : اگر کاری که میکنی٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.!

soheila
soheila

حسین مرسسسسسسسسیییییییییییییییییییییییی

سهیلام
سهیلام

بابا من از پارسال تو دنبالرم چرا به من خوش آمد میگید

سهیلام
سهیلام

uʎǝsoH سلام حسین مدیر خوش تیپ تورو خدا کاربری اولی منو فعال کن

سهیلام
سهیلام

بیرون نیا ز خانه میترسم عشقــمان را چشم کنند