دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
soheila
soheila

نفرت ها را زیر رادیکال ببرید

Alireza (موزیسین ِ خاندان )
Alireza (موزیسین ِ خاندا...

به حیف نان می گن: می دونی امام رضا رو چه جوری شهید کردن؟ می گه : آره، نامردا تو حرمش بمب گذاشتن

soheila
soheila

آبجی جون فهیم دوستت دارمممممممممممممممممممم

Alireza (موزیسین ِ خاندان )
Alireza (موزیسین ِ خاندا...

زنی که برای ملاقات همسرش به زندان رفته بود به شوهرش گفت:هنوزهم درفکرمن هستی؟ مردگفت:البته که هستم والا تا حالا بیش از صد دفعه از زندان فرار کرده بودم.

Alireza (موزیسین ِ خاندان )
Alireza (موزیسین ِ خاندا...

درزمان هارون الرشید شخصی ادعای پیغمبری کرد. اورادستگیروبه نزدهارون بردند. هارون به اوگفت:اگردرادعای خودراست می گویی قفل بزرگی راکه به آن درزده اند باز کن تامن به تو ایمان آورم. شخص فکری کردوگفت؟ای هارون من پیغمبرم نه آهنگر.هارون خندید و اورا آزاد کرد.

Alireza (موزیسین ِ خاندان )
Alireza (موزیسین ِ خاندا...

معلم به شاگردگفت:پسرجان!دراین جمله که می گویم بگومفعول کجاست؟گربه موش را خورد. شاگردفکری کردوگفت؟آقااجازه!توشکم گربه

Alireza (موزیسین ِ خاندان )
Alireza (موزیسین ِ خاندا...

معلم باعصبانیت ازشاگردپرسید:یزدگردسوم راچه کسی کشت؟ شاگرد که خیلی ترسیده بودگفت:آقابه خدامن اونونکشتم.

sahar
sahar

به من گفت : يادته گفتم تو تك ستاره آسمونه قلبه مني ؟ شرمنده ، اون شب هوا ابري بود ، چيزي معلوم نبود ، ولي امشب هوا صافه و پر از ستاره ...

Alireza (موزیسین ِ خاندان )
Alireza (موزیسین ِ خاندا...

معلم:مجیدبیاپای تخته وبه سوالات پاسخ بده. مجید:چشم آقا! معلم:مجیدفعل خوردن راصرف کن> مجید:آقااجازه!خوردم،خوردی!تمام شد.

soheila
soheila

بسیار کمتر از آنچه میدانیم، می اندیشیم؛ بسیار کمتر از آنچه دوست داریم ، میدانیم؛ بسیار کمتر از آنچه باید دوست داشته باشیم ، دوست میداریم و در حد دقیق ، بسیار کمتر از آنیم که هستیم .

Alireza (موزیسین ِ خاندان )
Alireza (موزیسین ِ خاندا...

جنازه ای راازکوچه ای عبورمی دادند. ملانصرادین باپسرش ایستاده بود،پسرپرسید:بابادراین صندوق چیست؟ ملاگفت :آدم! پرسید:کجامی برند؟ ملاجواب دا:به جایی که نه خوردنی باشدنه پوشیدنی،نه نان و نه آّ،نه هیزم،نه آتش،نه زر،نه سیم،نه بوریا،نه گلیم. پسرگفت:بابا درست بگو،به خانه ی مامی برند؟

soheila
soheila

آن زمان که باید دوست بداریم ، کوتاهی میکنیم

Alireza (موزیسین ِ خاندان )
Alireza (موزیسین ِ خاندا...

گدایی از کچلی بیست تومان تقاضاکرد.کچل گفت:ندارم. گداگفت:بیست تومان بده. کچل گفت:ندارم. گدا گفت:پنج تومان بده. کچل گفت:ندارم. گداگفت دو تومان بده. کچل گفت:ندارم.،گدا گفت:مگرموی سر می خواهم که هی میگی ندارم.

soheila
soheila

آن زمان که دوستمان دارند ، لجبازی میکنیم

soheila
soheila

تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه