soheila
یکی بود یکی نبود. همه ی مداد رنگی ها مشغول بودن بجز مداد سفید هیچکس به اون کار نمی داد. همه میگفتن تو به هیچ دردی نمی خوری. یک شب که مداد رنگی ها در سیاهی کاغذ گم شده بودن مداد سفید تا صبح کار کرد، ماه کشید، مهتاب کشید، اونقدر ستاره کشید که کوچیک و کوچیکتر شد. صبح تو جعبه ی مداد رنگی دیگه مداد سفید رنگی نبود و جای خالی اون با هیچ رنگی پر نشد.
امیر کریمی
یه عمر دیر رسیدیم *** خدانگهدارتون *** تعطیلات بهتون خوش بگذره ....
soheila
با گفتن : “عزیزم جایت خالیست” نه جای من پر می شود و نه از عمق شادی هایت کمتر فقط دلخوش می شوم که هنوز بود و نبودم برایت مهم است
امیر کریمی
من شانه هایت را میخواهم که رویشان لالایی کنم برایم لالایی بگو و زمزمه کن خواستنم را ......
امیر کریمی
جغد بارون زده ای تو کوچه فریاد می زنه / زیر دیوار بلندی یه نفر جون می کنه / کی می دونه تو دل تاریک شب چی می گذره / پای برده های شب اسیر زنجیر غمه....
امیر کریمی
هميشه من دويده ام ، به سوي مسلخ غبار *** از آنكه گم نمي شوم در اين غبار ، خسته ام
امیر کریمی
چه خوش بیدار بودیم با چشمانی بسته!!
امیر کریمی
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است وتنهایی من شبیخون حجم تو را پیش بینی نمی کرد...
امیر کریمی
تنها آمده ام/ هیچ غریبه ای نیست/ تنم را در خانه گذاشته ام/ نگاهم را در خواب/ لبخندم را در عکس گوشه ی آیینه/ زیبایی ام را هم پشت در می گذارم/ تو فقط در را باز کن ....
♥ tannaz ♥
همين روزها شعری می نویسم که مثل یک روز برفی ردپایت در سطرهايش پيدا شود آنوقت اگر قارقار کلاغ ها آرامشمان را به هم نزند شانه به شانه ی هم در برف ها قدم می زنیم.....
♥ tannaz ♥
خبر آمد که عشق... سوار اسب سفيد به زمين می آيد... چون باد، چون نسیم/////. ای انسان ها، صحرای جان هارا باز کنید، خبر آمد که عشق می آید...
♥ tannaz ♥
«آهای عاشقان اين ديار/ يک نفر غريبه را ميان جمع خويش راه می دهيد؟؟؟» جام ها را پر کن تاسحر راهی نيست! عقربک های زمان تند تند می گذرند ........

15 سال و 3 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 20 دقيقه قبلاین یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
15 سال و 3 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 12 دقيقه قبلیعنی اوکی
15 سال و 3 ماه و 24 روز و 10 ساعت و 9 دقيقه قبلنمیخوای کسیو دنبال کنی؟
نه خسته میشم
15 سال و 3 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 59 دقيقه قبلمیل خودتو
15 سال و 3 ماه و 24 روز و 9 ساعت و 54 دقيقه قبلولی با لجبازی به جایی نمیرسی