دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

من آویخته از طناب تو شلیک کردی. تو شلیک کردی به طناب برگشتم به زندگی به شلیک دستهای تو. اشتباه کرده بودند دارند دوباره نشانه می روند قلبم را. حالا درست نشانه گرفتی بزن به قلب هدف زندگی همین است که شلیک می شود از دستهای تو...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عبور می کنم از طرح وجودت در خیال چون پروانه ای که از باغ می گذرد..

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

ما دو شاخه یک درختیم کاش باد از هر دو سو می وزید....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

سلامت ميكنم اي دوووست جوابم ميدهي يا نه؟؟؟طناز اووومد

امیر کریمی
امیر کریمی

دوستان کنارتون خوش گذشت ... دلم براتون تنگ میشه ... تا سلامی دوباره ... خدانگهدارتون این شعر قیصر امین پور هم تقدیم به همه تون

امیر کریمی
امیر کریمی

از سرم آب گذشته ست مهم نيست اگر ... غم دنياي شما نيز شود مال دلم .... عاشق نان و زمين نيستم اين را حتما .... بنويسيد به دفترچه ي اعمال دلم ..... آه ! يك عالمه حرف است كه بايد بزنم ..... ولي انگار زبانم شده پامال دلم ....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

به خنده‌هات به چالِ گونه‌هات گاهی می‌شود سوگند خورد؛ اما به چشم‌هاتْ همیشه!...دوستان خدانگهدارتون...امروز از خستگي له شدم....شاد باشيد...خداحافظتون

امیر کریمی
امیر کریمی

این یه ساعتی که نبودم پیشنهاد سر پرستی اداری مالیمونو بهم دادن

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

چه زجري ميكشد آدم‌برفی ....سخت است روشنایی روز را دوست داری ..اما دل‌دل می‌کنی كه نکند بیاید.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

کلمات را دانه دانه به نخ می کشاند لب هايت. باران ...بوسه هايت را شعر می کند. من هیچ کاره اَم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

هر فرصتی پیش بیاید به تماشای چشمانت می نشینم کاش از این فرصتها برای تو هم پیش بیاید...

باران بهاری
باران بهاری

شعر من کوچه ی پیچاپیچی است ـ کوچه باغی ست ـ که تنها ، یک شب ... تو از این کوچه گذشتی آرام ...تو از این کوچه گذشتی مغرور ... سال ها می گذرد ... سال ها ، در گذر کوچه ، نگاه دیوار ، دیده بس رهگذران را ، خاموش... دیده بس رهگذران را ، پر شور... لیک، ای رهگذر یک شبه ی کوچه ی من ... جای پای تو ، در این کوچه ، به جا مانده هنوز

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

آن قدر نیمه خالیم را دیدی که نیم دیگرم هوس خالی شدن کرد....

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری

تو سیبی سرخ بودی تکه تکه ماهی‌ات کردند/ به دریا دل زدی و رودها همراهی‌ات کردند / تو را با سطل از چاه سیاهی در نیاوردند/ تو سهم آسمان بودی ، کبوتر چاهی‌ات کردند /تو را باب دل منقار زاغک‌ها در آوردند / سرشتت کوه بود اما مترسک‌کاهی‌ات کردند .

باران بهاری
باران بهاری

چیزی شبیه اسم قشنگِ مرگ، پُر كرده است كلّ جهانش را / این مرد را تكان بده هی! لطفاً، كابوس تو بریده امانش را / با عشق و مرگ و فلسفه و فریاد با خون و اشك و وسوسه و پوچی / یك قصّه ساخته ست مگر شاید ساكت كند دل نگرانش را!