دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

خاطره یه بنده خدائی از دستشویی پارک: ..... رفتم تو دستشویی پارک تا تو دستشویی نشستم صدایی از دستشویی بغلی شنیدم که گفت: سلام حالت خوبه؟ من اصلا عادت ندارم که تو دستشویی هرکی رو که پیدا کردم شروع کنم به خرف زدن باهاش اما نمیدونم اون روز چم شده بود که پاسخ واقعا خجالت اوری دادم: حالم خیلی خیلی توپه! بعدش اون اقاهه پرسید: خب چه خبر؟چیکار میخوای بکنی؟ این چه سوالی بود اون موقع فکرم عجیب ریخت بهم برای همین گفتم اه منم مثل خودت فقط داشتم از اینجا رد میشدم... وقتی سوال بعدیشو پرسید دیدم اوضاع داره یه جورایی ناجور میشه و میخواستم به هر ترفندی قضیه رو سریع تر تمومش کنم: من میتونم بیام طرفای تو؟ آره سوال یکم برام سنگین بود.با خودم گفتم اگه مودب باشم وبا حفظ احترام صحبتمونو تموم کنم مناسب تره،بخاطر همین بهش گفتم : نه الان یکم سرم شلوغه! یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت: ببین من بعدا باهات تماس میگیرم.یه احمقی از دستشویی بغلی همش داره به همه ی سوالای من جواب میده!!!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دست از سرِ دل بردار! یکبار،... سر در برِ جان بگذار!

سوسن سعادت
سوسن سعادت

ميدونم براي سلام كردن خيلي ديره؛ اما خب سلامممممممم دوستان

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

خواب ماندیمُ به وقتِ ما... از وقت عشق گذشته است...

امیر کریمی
امیر کریمی

وقتی گونه اش را بوسیدی، نگران رد رژ لبت نباش... سریع با انگشت هایت روی رد بوسه ات نکش... اصلا فکر نکن به «رد»‌ها . کیف کن. بگذار ردت بماند. بگذار آن چند ثانیه‌ی پایانه های حسی لبت هی کش بیاید.... او هم اگر «او» باشد، به ردش فکر نمی‌کند. می‌میرد در لذت لطف و نرمای لب هایت....

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

زَخمی در پَهلویـَـم است روزگار نَمَک ـ ـ می پاشَـــد.. و مَــن به خــود می پیچـَــــم و همه فِـــــکر می کنند می رَقـــصَم

امیر کریمی
امیر کریمی

‪ﮐﺴﯽ ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﺪ دیروز ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ فرﻭ ﺭﯾﺨﺘﻢ؟! ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ کسی ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ، لباسش ﺷﺒﯿﻪ ﺗﻮ ﺑﻮﺩ....

امیر کریمی
امیر کریمی

گاهی خط زدن بر من پایان من نیست ... اغاز بی لیاقتی توست...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

حس همیشه داشتنت نه عشق و دلبستگیه ... نه قصه ی گسستنه نه حرف پیوستگیه .... عادت و عشق وعاطفه هر چه لغت تو عالمه .... برای حس من و تو یک اسم گنگ و مبهمه

ساینا
ساینا

تکراریم آنقدر که دیگر هرروز ... پیراهنم از حفظ مرا میپوشد ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

یارو کف دستش میخاره,میگه: "پول داره میاد! " گوشش میخاره, میگه: "دارن پشتم حرف میزنن! " کف پاش میخاره,میگه: "پول داره میاد! " . . . یکی نیست بهش بهش بگه کثیفی بابا جون...کثیفی!!!!..............برو حموم!!!!!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

از ته دل بودم... به دل بگیر مرا...!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

کوهی درد... مُشتی دل منصفانه است؟

امیر کریمی
امیر کریمی

دوستت ندارم به اندازه اقیانوس، چون یه روز تموم می شه. دوستت ندارم به اندازه خورشید، چون غروب می کنه. دوستت دارم به اندازه روت که هیچوقت کم نمی شه .....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

درد و دل های یک گربه===»» من يک گربه هستم.گربه اي که هرروز در برابر آماج حمله هاي انساني مي ايستد و مبارزه ميکند.براي ما کلمه پيشت ديگر معني خاصي نميدهد.اين کلمه بدين معني است که انسانها آنقدرخودخواه هستند که دوست ندارند ما را ببينند.هرگاه يک انسان يک گربه را ميبيند,هرچقدر با او فاصله داشته باشد او را پيشت ميکند.و ما ميدانيم اگر فرار نکنيم جوابمان سنگ يا لنگه کفش خواهد بود. اي انسانها!آيا تابحال سردتان نشده است؟پس چرا نميگذاريد در زيرزمين خانه هايتان و يا درون ماشينتان بخوابيم؟مگر ما حق زندگي نداريم؟ چرا يکي از دوستان مرا ۲ هفته در يک زير زمين حبس کرديد؟آيا پناه آوردن به شما جوابش اينست؟ اُف برشما!مگرخودتان خواهر مادر نداريد که وقتي مي بينيد ما جفت گيري ميکنيم تمام کارهايتان را ول ميکنيد و به ما نگاه ميکنيد؟زنان ما از شرم رويشان را به زمين ميدوزند تا اين صحنه را نبينند.خودتان وقتي اينکار را باهم ميکنيد درخفاست و دوست نداريد فردي متوجه ببشود.اما تا نوبت به ما ميرسد بقيه را هم صدا ميزنيد تا تماشا کنند.واقعا اين غيرت انسانهاست؟