معصومه
گفتی که چو خورشید زنم سوی تو پر*. *چون ماه شبی می کشم از پنجره سر*. *اندوه که خورشید شدی تنگ غروب*. *افسوس که مهتاب شدی وقت سحر /// دوست جونا بای بای شاید دیگه این سایت نیومدم مرسی از نوشته های زیبا و قشنگتون
معصومه
خدایا چقدر امروز دلم گرفته حس میکنم یکی از دستم ناراحته
معصومه
ميدوني... من دوست دارم ....من عاشقتم ....ميميرم برات .....ميبوسمت ......چند تا ميم داره؟
معصومه
از محبت کردن می ترسم . جرات خرید هیچ هدیه ای را بی مناسبت برای کسی ندارم
معصومه
امیر کریمی برا ی چی از من ناراحت شدی من تو رو مثل داداش خودم دوستت دارم ببخش اگه ناراحتت کردم . بای
♥ tannaz ♥
دیده ای شیشه های اتومبیل را وقتی ضربه ای می خورند و می شکنند؟ دیده ای شیشه خرد می شود ولی از هم نمی پاشد؟ این روزها همان شیشه ام؛ خرد و تکه تکه، از هم نمی پاشم... ولی شکسته ام... باور کن!
♥ tannaz ♥
بیا قولی بدهیم.. من سیب نچینم ..تو هم گنجشک ها را نزنی ..من بادبادکم را هوا کنم.. تو فرفره ات را بچرخانی.. بهشت هم بماند زیر پاهایمان ..بزرگ نشویم... زمین نرویم.. نمی اَرزد حتی به اَرزنی...
امیر کریمی
لحظه هایی هست که دل واقعاً برایت تنگ می شود من اسم این لحظه ها را “همیشه” گذاشته ام
معصومه
آآنجايي كه باد نمي وزد آدمها دو دسته ميشوند: آنهايي كه بادبادكشان را جمع ميكنند. آنهاييكه ميدوند تا بادبادك بالا بماند.
معصومه
من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم
♥ tannaz ♥
دلم یک خیابون می خواد.. منو با خودش ببره...ديگه هم بر نگردونه......
سلام طناز جان
15 سال و 4 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 57 دقيقه قبلخوبي گُلم؟
15 سال و 4 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 53 دقيقه قبلسلام..
15 سال و 4 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبلممنون طناز عزیزم
15 سال و 4 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 47 دقيقه قبلسلام ستایش خانم
15 سال و 4 ماه و 9 روز و 22 ساعت و 46 دقيقه قبل