دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

گاهی آدما یه جور به دستت خورد(خُرد) میشن که انگار یه قوری چینی از دستت خورده رو سنگ مرمر ... گاهی هم بدتر ... ارزش بند زدن هم ندارن دیگه ...

امیر کریمی
امیر کریمی

خاطرات برفکیو تارن ... خاطرات رنگی، فول اچ دی و سه بعدی ...

امیر کریمی
امیر کریمی

یه روز صبح از خواب پا میشی میبینی کلا شدی ...

امیر کریمی
امیر کریمی

این دل ... به دستِ کی بوده ؟

امیر کریمی
1200.jpg امیر کریمی

امیر کریمی
امیر کریمی

هر یه روزی خطای 404 میشه / دیرو زود داره ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

ما را به جز خيالت ، فـــــــكري دگر نباشد.....

امیر کریمی
امیر کریمی

این چهار روز تعطیلیای تهران خیلی خوب بود ... مدیر مدسه جلال رو ، وغ وغ ساهاب ، سایه روشن و زنده به گور هدایت و 1984 جورج اورول رو دوباره خوندم و از این ولایت درویشیان رو هم ... و کلی اندازه ی این هشت ماه گذشته شاید هم .... و ...

امیر کریمی
امیر کریمی

راست است ... آدم در برابر آن که حرفش را مسئول است ...

امیر کریمی
امیر کریمی

حداقل میتونستیم ادای زندگی کردنو در آریم ...

امیر کریمی
210210.jpg امیر کریمی

عاشقِ منتظر

میترا
224063_475965539113381_164970179_n.jpg میترا

میترا
میترا

ناممکن است با واژه های نقابدار از رازهای برهنه گفتن

میترا
میترا

لجم می گیرد از الفبا که هیچ حرفی برای گفتن ندارد!

میترا
میترا

آخه من چیو تبریک بگم وقتی ياد اون روزها مي افتم كه استاد دیر میکرد و همه فکر میکردن استاد اونروز نمیاد ولی بعد ۲۰ دقیقه استاد با لبخند ملیح وارد کلاس میشد … حالا فاجعه این بود که اونروز قرار بود امتحان هم بگیره … حس اون لحظه رو هنوز دانشمندا نتونستن تولید کنن !