دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

گفت: سیاره من خیلی کوچک است همین قدر که چند قدمی صندلیم را جلو بکشم می توانم هر قدر دلم خواست غروب تماشا کنم، یک روز چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم ... و کمی بعد گفت: خودت که میدانی وقتی آدم دلش خیلی گرفته باشد از تماشای غروب لذت می برد ..... پس خدا می داند آن روز چهل و سه غروبه چه قدر دلت گرفته بود ؟

♥  tannaz  ♥
532507_437406326312632_1124721025_n.jpg ♥ tannaz ♥

(زیر پر و بال مادر )؛ برنده بهترین عکس سال ۲۰۱۲ مجله نشنال جئوگرافیک.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
6a807_AnimatedBanksy03.gif میترا

میترا
0.118596001353317389_taknaz_ir.jpg میترا

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

انتظار را در فندک بریز ، دلتنگی را آتش بزن..، و به اولین مسافر سرگردانی که رسیدی سیگار تعارف کن..

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

میدانی نگران که می شوی حساب سرانگشتی همه چیز از دستم در می رود جز آرامشی که از کنتراست نگاهت رونق گرفته است.. . . . نگرانم که می شوی ایمان می آورم خدا همین نزدیکی به زندگی ام نگاه تحویل می دهد....

امیر کریمی
عکس 63.jpg امیر کریمی

....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

بی نقاب باش،گاهی فقط شبیه خودت …. همیــن ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

برای من..... تمام این دنیا.... تمام این شهر...... یک طرف................. یک طرف.................... خیالت راحت من طرف ِ را... به آدمهای این دنیا واین شهرنمی دهم...

امیر کریمی
امیر کریمی

وقتی پای سفره عقد نشسته بود داشت به خودش میگفت : از خوش شانسیم بود که .... وقتی هم داشت دفتر ثبت طلاقشو امضاء میکرد گفت : از بدبختیمه که اونروز منو بین اون همه دختر دید ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

کاش میشد بچـگی را زنده کرد...کودکی شد کودکانه گـریه کرد...

امیر کریمی
امیر کریمی

بزرگه یه بزرگه ...