دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
23150337973904020182.jpg ♥ tannaz ♥

♥  tannaz  ♥
3nr6ofk83e30zyin2vz.jpg ♥ tannaz ♥

چشمهایم کارشان گریستن است , در کنارش،گاهی هم می بینند , اگر اشک بگذارد ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

کشتی نساز ای نوح طوفان نخواهد آمد// بر شوره زار دلها باران نخواهد آمد //شاید بخندی اما !//جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد// رفتی کلاس اول این جمله را عوض کن/// آن مرد تا نیاید ، باران نخواهد آمد ....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

تو , ساده لوحانه هر بار خود را فریب می دهی و از کوچکترین ذره , برای خود , گردبادی مهیب می سازی ... استادی و هنرمند ! همیشه از بهترین ترکیبات , بدترین نتیجه را استخراج می کنی ... استعدادی که در کمتر کسی می شکفد به این شدت ... !

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

جهان چه بی زحمت تو را با طوفانِ رنج بازی می دهد ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

نميدونم چرا حسش نيس....

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

مسئول قشنگى شاپرك است ...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

تو را چه حاجت نشانه ى من ...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

چون تربت دوست در بر آورد ... بگفت و جان برآورد ... او نيز گذشت از اين گذرگاه ... و آن كيست كه نگذرد از اين راه؟ ; نظامى گنجوى

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

ليلى ز سرير سربلندى ... افتاده به چاه دردمندى ... بر مادر خويش راز بگشاد ... يكباره در نياز بگشاد ... كان لحظه كه جان سپرده باشم ... وز دورى دوست مرده باشم ... آراسته كن عروس وارم ... بسپار به خاك پرده دارم ...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

كاش پايان ليليو مجنون هم مثه شاهنامه خوش بود ...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

از بس كه سخن به طعنه گفتند ... از شيفته ، ماه نو نهفتند ... ليلى چو بريده شد ز مجنون ... ميريخت ز ديده در مكنون ... مجنون چو نديد روى ليلى ... از هر مژه اي گشاد سيلى ... طرح جداسازى ...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

در هر دلى از هواش ميلى ... گيسوش چو ليل و نام ليلى ... ياران به حساب علم خوانى ... ايشان به حساب مهربانى ... ياران ورقى ز علم خواندند ... ايشان نفسى به عشق راندند ... ليلى و مجنون هم كلاسشون مختلط بوده ...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

چو فردا نامه خوانان نامه خوانند چه جورى كنيم...

امیر کریمی
امیر کریمی
توسط موبایل در چهار راه

گفتا : خموش كاين غصه هم سر آيد ...