دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

مظفر الدین شاه در صحنه مواجهه با استاد کمال الملک در موزه لوور پاریس و در جواب حرف های اتابک اعظم میگه: " همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید " اینو فردوسی پور هم زیاد میگه ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

خود كرده را تدبير نيست .......... امّا تقصير هست ....

امیر کریمی
Ax 81.jpg امیر کریمی

امیر کریمی
Taab.jpg امیر کریمی

***

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

حس ِ خوبي است وقتي کسي تو را مي فهمد،،، ..... انگار تمام آن چيزها را با او تقسيم كرده اي ..... كمي سبك مي شوي از آنهمه.....

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

بي زحمت ميشه اينو بدين به رعنا .... - بله ...حتماً همانطور كه شاخه هاي گل را در دستش جابجا مي كند چند گلبرگ از آن را مي كَند... - رعنا ...اين گلا رو براي تو آورده .... - اَه.... پسره ي مسخره .....اصلاً ازش خوشم نمي آد... رعنا گلها را مي گيرد و همانطور توي دستش تاب شان مي دهد .... و از در خارج مي شود.... بويشان مي كند.....بعد گلبرگ ها را با احتياط لاي دفترچه يادداشت مي گذارد.... ....و دفتر را مي بندد و چشمهايش را نيز.... دفترچه را محكم به سينه اش مي چسباند.......

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

او آمد ... پيش آمد ... من مي رفتم ... او مي آمد .... آمد و آمد ...آنقدر كه مرا در بر گرفت ... پاهايم را ... كمرم را .... همه ي مرا .... سخت مرا در آغوش خود كشيد.... در يك آن ... با هم يكي شديم .... رفتم با او تا بي انتها....

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

برای داشتن یک زندگی آرام ..... چیز خاصی لازم ندارم !!! روحی از فولاد ، دلی از سنگ ////انگار فقط دستان سردم ... برای اینکار اعلام آمادگی کرده است ... !

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

اگر به اين فكر مي كرديم كه هر لحظه از زندگيمان شايد آخرين لحظه ي بودمان باشد ،، چقدر براي دَم ِ نبودمان ... قدر همديگر را مي دانستيم ... قدر زندگي را .... قدر لحظات با هم بودنمان را ...

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

يني بايد حساب کتاباي مربوط به يه توليد کننده که نزديکه 100 سالشه رو بهش بفهمونم....يني من

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

برايم تابلويي از باد كشيدي تا .... تمام دردهايم را به باد دهم ... و موهايم را نيز....!! البته به شرط آنكه مراقب آرزوهايت باشم ....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

در دنياي مجازي هر كس با نقابي كه دوست دارد مي آيد... ..... و هر روز با نقابي نو....!!! شايد توقع زيادي باشد كه بگويم : نقاب را برداريد/// اما ... لطفاً ، هميشه با يك نقاب حاضر شويد ....!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

ميخواهم صدايت را در گوشهايم موميايي كنم ...... تا در قلبم باستاني شوي ....!