دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

به تخمش میره ... به باباش...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

جهان سوم !!!!...تا وقتی اشک چشم کودکان گرسنه ات برای روشنفکرانت عادت است ..اصلا حیف که جهانی داشته باشی ..چه برسد به سومش ...

امیر کریمی
امیر کریمی

هیچ چیزی در دنیا به این نمی‌ارزد که انسان از آنچه دوست دارد روگردان شود...

امیر کریمی
امیر کریمی

باید به کودکان آموخت که جهان بی‌باطومُ گلوله زیباتر است ! باید به فکرِ ساختنِ یک بادبادک بود! هنوز هم با مُشتی نخ کمی کاغذ می‌شود به گیسِ طلای خورشید رسید! کودکی که با مُسلسل بازی کند، جهان را نجات نخواهد داد!

امیر کریمی
a9d08c0e026bb80cc9573fc2a24a4cc4.jpg امیر کریمی

کهکشانها کو زمینم؟ زمین کو وطنم؟ وطن کو خانه ام؟ خانه کو مادرم؟ مادر کو کبوترانه ام؟ ...معنای این همه سکوت چیست؟ من گم شده ام در تو یا تو گم شدی در من ای زمان؟!.... کاش هرگزآن روز از پائین نیامده بودم!! کاش!

امیر کریمی
امیر کریمی

زن را تحقیر می کند ولی نمی تواند او را تحقیر کند. دلیل اش ترس است. ترس از این که مبادا مرد بیش از حد خُرد شود و به اندازه ی خودش توانایی تحمل تحقیر را نداشته باشد. چون زن ها یک عمر در این موقعیت بوده اند و مثل هر نژاد زیر سلطه ای توانایی بقا دارند ...

فردایی دیگر
فردایی دیگر

خداوندا در برابر هرآنچه انسان بودن را به تباهی می کشاند مرا با نداشتن و نخواستن رویین تن کن... شریعتی

فردایی دیگر
فردایی دیگر

من نمى گویم سمندر باش یا پروانه باش *** چون به عشقِ سوختن افتاده اى، مردانه باش! .............

امیر کریمی
امیر کریمی

اگر حوصله داشتی ... حوصله م سر نمی رفت ...

امیر کریمی
امیر کریمی

تو دستِ همه مون یه بمبِ ساعتی هست ...

امیر کریمی
امیر کریمی

بله... لحظاتی در زندگی هست که آدم به خودش توقف می دهد. انگار رسيده باشد پشت چراغ قرمز. بايد فکر کند و راه جديدی در پيش بگيرد...

امیر کریمی
امیر کریمی

سوسن تسليمی: من در متولد شدم, اواخر بهمن 1328, پدر و مادرم هردو در آن زمان بازيگر تئاتر بودند, تئاتر گيلان, به خصوص در رشت خيلی زودتر از جاهای ديگر ايران شروع به کار کرد, و در رشت زن ها خيلی زود رفتند روی صحنه....

امیر کریمی
امیر کریمی

" در آن نوبت که بندد دست نيلوفر به پای سرو کوهی دام گرم ياد آوری يا نه من از يادت نمی کاهم ترا من چشم در راهم "

امیر کریمی
susan5.jpg امیر کریمی

پرواز به دور دستها ... پرنده ای که نمی خواست پرها يش قيچی شوند ...