دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

www.dardedel1.mihanblog.com
آقای مجری : در ِ دل ِ آدم چه جوری باز میشه ؟

فامیل ِ دور : آقای مجری در ِ دل ِ آدم با درد دل ِ که باز میشه ! . . : )

جزئیات گروه

شناسه 1611
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 11457 پست
عضو 434 کاربر
طرفدار 46 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 54
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 46
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 13

کاربران گروه

(432 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

درد دل ..
شناسه‌: 1611 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°
°◦ ღ ᔕᗩᖇᗩ ღ ◦°
توسط پیامک در درد دل ..

رسم نیست بایک دل دودل برداشتن . . . !

Amir Hossein
Amir Hossein

کـه میـشد زد چـه جـوری ازش خـواهـنـد کــرد! . . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
باران بهاری
باران بهاری

امسال عید هرجا رفته بود براشون گُل برده بود ؛ بهش گفتم کی میای خونۀ ما ؟ خندید . . .

Amir Hossein
Amir Hossein

حـالا کـه بـه دادم , تــو دیـگـه نـذارم ! . . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
نیلـツــو
نیلـツــو

ُ بیـــگُــدار بــه آب نـــزن . . . ./

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

در داستان های عشقی وقتی حرف از صداقت میشود.. صدا قطع.. میشود

نیلـツــو
نیلـツــو

گر ازین منــزل ویـــران سوی روم...دگر آنجــا که روم عـــاقل و روم......

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این روزها... پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم...!!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سالهاست که برچوبه ی دار زندگی آویزانم افسوس که از کشیدن صندلی خبری نیست!!!!! لعنت به این زندگی.......

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

ازاینجا... که هستم...! تاآنجا... که هستی...! دلتنگتم...!!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

من کسانی را که دوست داشتم با خنده هایم از دست دادم. پس: من با خود عهد میبندم که دیگر هرگز نمیخندم

این ارسال را بازنشر کرده است.
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

از او بر دلم و از دل به خدای خود شکایت میکنم... باز او نیست خدایا از تو بر که شکایت ببرم...؟

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این روزها انگار باد به گوش آدمها مى رساند، که چقدر تنهایم؛ عجیب است همه مى خواهند دوستان خلوتشان را، با من قسمت کنند! حتما چشمهایم هر صبح، به راحتى باران دیشب را، لو مى دهد

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

"خدایا" من دلم را صابون زدم به عشق او چرا چشمانم میسوزند...!

†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

پلک که می زنی دلم تاب می خورد.! مدتهاست که بند دلم را به مژه هایت گره ی ِ کور زده ام!