mohabat
اگه شاد بودی اهسته بخند تا غم ناراحت نشود واگر غمگین بودی ارام گریه کن تا شادی نا امید نشود
mohabat
خیسی چشمانم را تقدیمت می کنم تا هیچ وقت به پا کی رفاقتم شک نکنی سلام به همگی
hadihaji
به خاطر روی زیبای تو بود
که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند
به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود
که دست هیچ کس را در هم نفشردم
به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود
که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم
به خاطر دل پاک تو بود
که پاکی باران را درک نکردم
به خاطر عشق بی ریای تو بود
که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم
به خاطر صدای دلنشین تو بود
که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست
و به خاطر خود تو بود
فقط به خاطر تو
hadihaji
کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم. مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به دنيا نيايند. مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود. مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو هديه نشود. دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم. دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد. دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم. دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود. دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته. دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت، و دوباره من و يک دنيا خاطره ی تو
hadihaji
دلم تنگه ، تنگ روزهای بیخیالی ، تنگ روزهای ندانستن ...
تنگ روزهای خوابهای خرگوشی ، تنگ روزهای حفظ کردنهای اجباری ...
تنگ روزهای رفتن کنار آبی ترین آب به بهانه دلتنگی ...
دلم تنگ ثانیه ای از آن ساعتها خاموشی است همراه با عزیزترین همدردها ...
دلم تنگ است ، تنگ تنگ
hadihaji
روی خاطره با تو بودن لی لی میکنم... جرئت گذشتن از خط تو را ندارم..... نیمی از حجم تو را برای روزهای نداشتنت کنار گذاشته ام.... احتکارت میکنم... تا ترس نداشتنت کاهش یابد!! با حجم یادت کشتی میگیرم.... میدانم که باز میگردی... و مرا می یابی... دلنگران رفتنت نیستم... دلتنگ نداشتنتم... ولو اندک!!! میدانم که اخرین پژواک خواستن هایم را میشنوی... لازم نیست دوباره بگویمت: مهم توئی بقیه بهانه.....میدانم که میدانی.... میدانم که حرف نگاهم را میخوانی..... میدانم که میایی به فتح رهوای امروز و همیشه ات... میدانم که میمانی..... حال در حسرت رویاهام غوطه ورم انگار پاییز دلتنگی ام را فرصتی برای بهار شدن نیست ... آنقدر در دلم باران می بارد که رخت های دلتنگی مرا مجالی برای خشک شدن نیست ... هنوزم دلم مثل همون دیوارای کاه گلی ای که ساده میفته ... ساده میشکنه ... اما بارون که می باره سفتش میکنه ... سختش میکنه ... سنگش میکنه... درست زمانی که بارون تو رو برام میاره ... عجب حکایتی شده معنا ... اما رفتن پاییز درد عظیمیه که هوس بارون و انار رو تو دلم میزاره تا پاییزی دیگه و انار و بارونی دیگه .
hadihaji
سلام مــاه مــن ! دیشب دلتنگ شدم و رفتم سراغ آسمان اما هر چه گشتم اثری از ماه نبود که نبود … !گفتم بیایم سراغِ خودت ... احوال مهتابیت چطور است ؟! چه خبــر از تمام خوبی هایت و تمام بدی های مــن ؟! چه خبــر از تمام صبــرهایت در برابر تمام ناملایمت های مــن ؟! چه خبر از تمام آن ستاره هایی که بی من شمردی و من بی تو؟! چقدرنیامده انتظار خبــر دارم ؟! چه کنم دلم بــرای تمــام مهــربانی هایت لک زده است ! راستی ، باز هم آســمان دلت ابری است یا ….؟! می دانم ، تحملم مشکل است …. اما خُب چه کنم؟! یک وقت خســته نشوی و بــروی مــاه دیگری شود …. هیچ کس به اندازه مــن نمی تواند آســـمانت باشد ! تو فقط ماه من بمون و باش !ماه من ! مراقب خاطراتمان ، روزهای بارانی با هم بودنمان باششششششششش
hadihaji
بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره
hadihaji
برای دردهایم نشانه می گذارم؛
تا یادم بماند؛
کجا، دست خدا را رها کردم ...!
hadihaji
من هماني هستم که بعد ها به پسرت نشان می دهی
و می گویی این را دوست داشتم
او از تو می پرسد که چه شد از یکدیگر جدا شدید؟
تو بگو، تقصیر خودش بود ،
دیوانه بود نشانه اش هم این است که او هنوز هم عاشق من است . . .
hadihaji
من توی جعبه مدادرنگی زندگی، همیشه مداد سفید بودم.... فراموش شده... تنها.... فقط..... هر وقت صفحه روزگارش سیاه میشه ، میاد سراغم....!!!
hadihaji
ســـــــــهم من از تـــــــــو
دلـــــــــتنگی بی پایانی ســــــــــت
کــــــــــه روزهـــــــــــا دیوانـــــــــــه ام می کـــــــــــــند،
شــــــــــــب هــــــــــا
شـــــــــــــاعـــــــــ ــــر..
hadihaji
هــــی فلانــــ ـی ! رفتـــن حــــ ـق همــه ی آدمهاســت ... فقـــ ـط خواستـــ ـم بدونــی ، اگـــ ـه مونـــ ـده بـــودی ... پاییــــ ـزم قشنـــ ـگ تـــر بـــ ـود ...!
hadihaji
بوی پاییز می آید،بوی دلتنگی های بیشتر،بوی دلسردی،بوی رویاهای ندیده،بوی تو،بوی من،بوی عشق بوی مستی های پنهان! بوی باران بوی خواستن و نتوانستن بوی رفتن می آید... بوی آرزو بوی تنهایی بوی پاییز