hadihaji
ديروزها آرزو داشتم دست اتفاق را بگيرم تا نيفتد، اما امروز فهميده ام اتفاق هم بيفتد، باز هم زندگي خواهم كرد ...
hadihaji
من یاور یقین و عدالتم من زندگی ها خواهم ساخت، من خوشی های بسیار خواهم آورد من ملتم را سربلند ساحت زمین خواهم کرد، زیرا شادمانی او شادمانی من است.
hadihaji
از درد های کوچک است که آدم می نالد وقتی ضربه سهمگین باشد ، لال می شوی
hadihaji
گاهی بهترین کاری که میشه کرد نه فکره، نه خیال
نه تعجب، نه ناله و نه زاری، فقط باید یه نفس عمیق کشید و ایمان داشت
که بالاخره همه چیز اون جوری که باید، دُرُست میشه . . .
hadihaji
نه به دیروزهایی که بودی فکر می کنم و نه به فرداهایی که "شاید" بیایی ... می خواهم امروز را زندگی کنم ... خواستی باش ... نخواستی نباش...
hadihaji
قابل توجه : زیادی صاف نباش آدمـا تـو جـاهـای صـاف بـیـشـتـر ویــراژ مـیـدن !
hadihaji
آنکس که می گفت :دوستم دارد
عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد
رهگذری بود که روی برگهای خشک پاییزی راه می رفت
صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان میکردم
می گوید:دوستت دارم
hadihaji
مهم نیست خسته ام مهم اینه که باد و بارون و اسمون مال منه مهم نیست که غمگینم مهم اینه که الان پر از تجربه ام مهم نیست یه دونه غصه دارم مهم اینه یه عالمه بهونه دارم واسه خندیدن مهم نیست دلم شکسته مهم اینه خدا درون دل های شکسته است مهم نیست شکسته ام مهم اینه که حالا اماده د موفقیتم !
hadihaji
عشق های امروزی مثل حلقه های دود سیگاره
اول بزرگ میشن و بعد محو.....
hadihaji
رفتنت ... نبودنت... نامردیت... هیچکدوم نه اذیتم کرد نه واسم سوال شد فقط یه بغض داره خفم میکنه چجوری نگاهت کرد که منو تنها گذاشتی...؟؟
hadihaji
اگر ميدانستيد كه يك محكوم به مرگ، هنگام مجازات تا چه حد آرزوي بازگشت به زندگي را دارد، آنگاه قدر روزهايي را كه با غم سپري ميكنيد، ميدانستيد...
hadihaji
گـاهی اگـر تـوانـستی ... اگر خواستـی ... اگر هنـوز نـامی از مـن در سر داشتـی نـه
در دل! در كـوچه ی تـنهایـی ِ مـن قـدمی بـگذار شلوغيه كوچه ظاهريست نترس بيا نگاهي پرت كن و برو !
פــُـسیـטּ
بـا ایـن شـراب هـا مـسـت نـمـی شـوم دیـگـر بـایـد دوبـاره سـراغ چـشـم هـای تـو بـیـایـم !
Hasti_Raha
الا ای رهگذر! منگر چنین بیگانه بر گورم.... چه می خواهی چه می جویی ،در این کاشانه ی عورم.... چسان گویم: چه می جویی ؟ حدیث قلب رنجورم . . !