دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دل نوشته ها و دلتنگي هاي من براي تو
وقتي هيچ كجا هيچ كس مثل هيچ كس نيست وقتي كسي ترا باور ندارد همه نا گفته هايم را با اينه مي گويم آينه مقابل ديوار است پس ديگر هم پشت و پناه دارم و هم همدلي نشسته در سكوت

جزئیات گروه

شناسه 514
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 4737 پست
عضو 332 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 84
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 195
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 24

کاربران گروه

(329 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

هذيان با آيينه
شناسه‌: 514 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

از زخمهايم كتابي با هزاران خون رنگارنگ نوشتم تا ديگر هيچ دلي بازيچه نوك خنجر توهم نگردد

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

من ترا فقط به خاطر خودت و نه هيچ كس ديگر مي خواهم . . من ترا تنها وتنها بدون هيچ انتظار مي خواهم

این ارسال را بازنشر کرده است.
هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

چقدر درد ناك است زخم انتطاري كه مي كشي روزها و ماهها به اميد ديدارشايد بيايد ومرگ ترا در بر ميگيرد روز ديدار آنگاه كه دست در دست ديگري سويت مي آيد

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه
توسط *فرياد*

چقدر سخته از پشت سبز نگاه كردم كه تو ميروي

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

بر می نگـــــــــــارم، به خودم میگویم : مبارکـــــــــــ بادتــــــــ این روز، شکل تنهائــــــــــی من لبخند می زنـــــــــــــد . . . !

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

بی هیچ صدائی می آیند ، زمانی که نمی دانی در دلت یک مزرعه آرزو می کارند، و بی هیج نشانی از دلت می گریزند، تا تمام چیزی که به یاد می آوری حسرتی باشد به درازای زندگی ، چه قدر بی رحمند رؤیاهــــــــــا . . . !

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

بوی قفس می دهـــــــــد دلـــــم، چشم هایـــــم در حصار رؤیاهای تــــــــــو زندانیستـــــــــــــــ، من فقط آمده بودم که بچینم سیبــــــــــی از درختان باغ چشمانتــــــــــــ، گم شدم انگــــــــــــاری در سایه های لبخندتــــــــــ . . . !

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

در آسمان خالی من ، دلـــــــــــم ستارۀ غمگینی ستــــــــــ که تنهائیش را در دوردستـــــــــ عشـــــــــــق کور سو می زنـــــــــد ، هیچ شهاب آرزوئـــــــی بر پنجره ام پیدا نیستــــــــــ . . . !

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

مـــــــــــرا ببخش اگر چنین بی قرار و دل تنگـــــــــم که قلب مـــــــــــن گل آفتابی استــــــــــــــ که تا طلوع دوباره اتــــــــــــــ به آسمان تو خیره مانده استــــــــــــ . . . !

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد »چارلی چاپلین«

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

هذيان با آيينه
هذيان با آيينه

آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان