هذيان با آيينه
این روزها پرم از لحظه هایی که دوستشان ندارم…
هذيان با آيينه
اگــــر دیوانگی نـیـسـت پس چیست ؟ وقتی در این دنیای بـه این بزرگــــی دلت فقط هــــــــــوای یک نفر را میکند...!
هذيان با آيينه
عجب رسمی ست رسم آدمیزاد .. که دور افتاده را کم میکنند یاد .. که دور افتاده حکم مرده دارد .. که خاک مرده را کی میبرد باد ......
هذيان با آيينه
کاش می دانستی من سکوتم حرف است حرف هایم حرف است خنده هایم حرف است کاش می دانستی می توانم همه را پیش تو تفسیر کنم کاش می دانستی کاش می فهمیدی کاش و صد کاش نمی ترسیدی که مبادا دل من پیش دلت گیر کند .. یا نگاهم پلی از عشق به دستان تو زنجیر کند .. من کمی زودتر از خیلی دیر مثل نور از شب چشم تو سفر خواهم کرد .. تو نترس .. سایه ها بوی مرا سوی مشام تو نخواهند آورد .. کاش می دانستی چه غریبانه به دنبال دلم خواهی گشت .. در زمانی که برای غربتت سینه دلسوزی نیست .. تازه خواهی فهمید مثل من عاشق مغرور شب افروزی نیست .......
هذيان با آيينه
برای خودم مردی شده ام... این روزها درسکوت سرسخت... بی صدا گریه میکنم... ولی!!! دنیا مواظبم باش...
هذيان با آيينه
تـــو مقصــری اگـــر مــن دیگـــر ” مــن ســابق ” نیستـــم !مــن را به مــن نبــودن محکـــوم نکــن !مــن همـــانم که درگیــر عشقــش بــودی !یادت نمـــی آید ؟!مــن همـــانم !حتــی اگــر ایــن روز ها هـــر دویمـــان بــوی بــی تفـــاوتـی بدهیــم !
هذيان با آيينه
وقتی دلت خسته شــد ، دیگر خنده معنایی ندارد ؛ فـقـط می خندی تا دیگران غم آشیانه کرده در چشمانت را نـبـیـنـنـد ...
هذيان با آيينه
کاش راستش را میــگفتے نگاهت خیس لبانت لرزان و دلت عجیبـــ گرفته بود میــــدانم ! نگفتے که نشکنم اما شکستمــ !
هذيان با آيينه
مهربان خواهی شد میدانم در هراسم... وقتی بیایی که من . . . تمام شده ام...
هذيان با آيينه
دنـیـای مـجـازی شـلـوغ تـریـن سـرزمـیـن تـنـهـایـی اسـت بـا هـمـه کـس هـسـتـی و بـا هـیـچ کـس نـیـسـتـی . . !
هذيان با آيينه
گویی همه چیز به تارِ مویی بند است ! گاهی بهتر است تنها باشی ! این همه اضطراب ... این همه وحشت ... این همه هراس ... این همه تردید و ملال که به همان گاهی بند است ... به هیچ نمی ارزد ! به همان آهی که شاید گاهی ... از سرِ حسرت ؛ نهادت را فرو پاشد... نمی ارزد !
هذيان با آيينه
دلـــم... بـرای تمــام حـــرفـــایـــــی کــــــه نمیـــزنــــی تنـــگ اســــــــــــــت...
هذيان با آيينه
رابطــه ها مجــــازی شدن .. .. ولـی دردهـا که همچنــان حقيقــی اند .......