دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزادم....
نه دل بستگي...
نه وابستگي...
از ارسال در اين گروه خودداري نماييد!

جزئیات گروه

شناسه 280
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط مدیر
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 659 پست
عضو 181 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 218
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 211
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 141

کاربران گروه

(179 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عرياني هاي روح يك زن
شناسه‌: 280 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

من این بازی رو حفظم، امیدوارم آخرش تو بازنده نباشی

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

ایراد ما ادما اینه که همیشه فکر می کنیم هیشکی درد مارو نمی فهمه... مشکل ما رو هیشکی نداشته... اون که تو شرایط ما نیست که بفهمه چی میگیم... !

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

جواب این حرفت رو دوسال دیگه می فهمی!

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

تموم هست و نیست من همین کف دستیه که پیش روت بازه! باورم کن

این ارسال را بازنشر کرده است.
عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

نمی دونم دقت کردین یا نه، همیشه توی حرم امام ها و امازاده ها که میریم داخل ضریح رو نور سبز پوشونده. تو حرم امام حسین از یکی از در های جانبی که وارد میشی یه پنجره فولادی می بینی که نور قرمز حجمش رو پر کرده...اسمش رو که می شنوی یک لحظه نفست بند میاد... قتلگاه

این ارسال را بازنشر کرده است.
عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

امشب همه ی نفس هام شبیه به آه... شده

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

حافظ ميگه "يك قصه بيش نيست غم عشق وين عجب از هر زبان كه مي‌شنوم نامكرر است" ....اما من به چشم خود مي‌بينم كه عشق به تكرر رسيده... بدتر از ادرار بعد از هندوانه شب يلدا

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

نه گفتن به ديگران ناراحتم ميكنه! اما اين يه واقعيته كه: گاهي اوقات نگفتنش بيشتر ناراحتم مي‌كنه

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

تا حالا پلكت درد گرفته؟؟؟؟

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

ديشب دلم بي قراره تو بود نه،... تو نه،... مخاطب تو نيستي. تو...! آري،... تويي كه مي‌شناسمت و نمي‌شناسمت! ...تو را كه هرگز نديده ام و نمي‌دانم كجايي؟ ...شايد هم ديده‌ام و نمي‌دانم تويي! ...ولي مي‌دانم كه تويي جواب دلتنگي‌ها و بي‌قراري هايم ...زودتر بيا، حوصله‌ام تنگ است... هزاران حرف با تو دارم اما ..........! دلم تنگ است، خسته‌ام، زودتر بيا.

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

دلم می خواد پر بکشم ـــــــــمی کشم پر... طاووس... پر ـــــــــــــ عقاب... پر ـــــــــــــــ کلاغ... پر ــــــــــــ خر... پر ـــــــــــــ گاو... گاو که پر نداره... خودش خبر نداره... بخواب... بخواب... تپ تپ خمیر ...شیشه پر پنیر ...دست کی بالا دست؟؟؟ ... دست من نیست دست من نیـــــــست ....دست من زیر فشار دستای دیگه داره له میشه!

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

نه سر به زير باش...نه سر به هوا....چشمهايت را به قد زيبايي من باز كن

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

هر جا عشق در ميان است من پا پس مي كشم/ ميل ندارم قبلا صرف شده!

عرياني هاي روح يك زن
عرياني هاي روح يك زن
توسط باران

مرا نيازي به شنواي غصه ها نيست من طالب آنم كه با من، از مهر سخن گويد .نه آن سخن كه هر عطاري فروشنده آنست سخني كه با دل من آشنا باشد ...