aynor
وقتی که بارون نمیاد....ابر زمستون نمیاد......این همه ناودون چی چیه.........
aynor
یه وجب خاک ما من...هرچی میکارم مال تو....
aynor
بوی گندم مال من...هرچی که دارم واسه تو........
aynor
همیشه قصه عشق...تمومه با حرف سکوت........
aynor
از معنویت گم شدن....تن به غریزه بخشیدن.........
iman
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا ما اسیر غمو اصلا غم ما نیست تورا..... جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است رفتن اولی است ز کوی تو ستادن غلط است......... تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد .. آننچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد بشنو پند نکن قصد دل آزرده ی خویش ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش
iman
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
iman
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
iman
آنک قصابانند بر گذرگاه ها مستقر، با کنده و ساطور ی خون آلود و تبسم را بر لبها جراحی میکنند و ترانه بر دهان
iman
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
iman
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد ......شوق را در در پستوی خانه نهان باید کرد
iman
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم................دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
iman
ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار ........ خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا......چه دریایی میان ماست ...خوشا دیدار ما در خواب... چه امیدی به این ساحل ... خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن
iman
ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن .... ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت.................. من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو شبا از من گرفتی تو منو دادی به خورشید.... اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی .........برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی
iman
چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست ....... پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست