دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

هوادارن داریوش !
گفتـــــــــــــم کـ ه نشــانـــم بـده گــر چشمـه ای آنجـاستـــــ !!!!!!

جزئیات گروه

شناسه 328
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 741 پست
عضو 238 کاربر
طرفدار 30 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 140
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 112
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 128

کاربران گروه

(234 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

داریوش
شناسه‌: 328 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
aynor
aynor
در داریوش

وقتی که بارون نمیاد....ابر زمستون نمیاد......این همه ناودون چی چیه.........

aynor
aynor
در داریوش

یه وجب خاک ما من...هرچی میکارم مال تو....

aynor
aynor
در داریوش

بوی گندم مال من...هرچی که دارم واسه تو........

aynor
aynor
در داریوش

همیشه قصه عشق...تمومه با حرف سکوت........

aynor
aynor
در داریوش

از معنویت گم شدن....تن به غریزه بخشیدن.........

iman
iman
در داریوش

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تورا خبر از سرزنش خار جفا نیست تورا ما اسیر غمو اصلا غم ما نیست تورا..... جان من سنگدلی دل به تو دادن غلط است رفتن اولی است ز کوی تو ستادن غلط است......... تو نه آنی که غم عاشق زارت باشم دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد .. آننچه کردی تو به من هیچ ستمکار نکرد بشنو پند نکن قصد دل آزرده ی خویش ورنه بسیار پشیمان شوی از کرده ی خویش

iman
iman
در داریوش

ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

iman
iman
در داریوش

کباب قناری بر آتش سوسن و یاس شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

iman
iman
در داریوش

آنک قصابانند بر گذرگاه ها مستقر، با کنده و ساطور ی خون آلود و تبسم را بر لبها جراحی میکنند و ترانه بر دهان

iman
iman
در داریوش

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

iman
iman
در داریوش

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد ......شوق را در در پستوی خانه نهان باید کرد

iman
iman
در داریوش

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم................دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

iman
iman
در داریوش

ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار ........ خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا......چه دریایی میان ماست ...خوشا دیدار ما در خواب... چه امیدی به این ساحل ... خوشا فریاد زیر آب خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن

iman
iman
در داریوش

ای به داد من رسیده تو روزای خود شکستن .... ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت.................. من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو شبا از من گرفتی تو منو دادی به خورشید.... اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی .........برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی

iman
iman
در داریوش

چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست ....... پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست