دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
reza (تخسِ دنبالر)
reza (تخسِ دنبالر)

بهم ثابت کرد که یه چیز میتونه خیلی رو مخ باشه یا خیلی چیز خوبی باشه کافیه فقط خودت انتخاب کنی

* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

بدترین قسمت ِ زمستون این ِ و ش ....

آناهیتا
آناهیتا

تابستون از شدت گرما اصلا بیرون نرفتم.الان خیلی خوشحالم از شدت گرما کم شده و با خیال راحت با مانتو تابستونی میرم بیرون

* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

هــوا ِ ، یه جـای میخــوام ...

نیلوبانو ^_^
awesome_photos_11.jpg نیلوبانو ^_^
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

کلی جاهای رو نشون کردم که بعدها بهش نشون بدم یکیش میدونم که اونم میاد

غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر...
غَـزل عَکّـاسِِ دنبالـر....

ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺪﺗﺮﯾﻦ ﺿﺮﺑﻪ ﺭﻭ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻫﻤﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻬﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺍﺭﻥ ﺣﺎﻟﺘﻮ ﻣﯿﭙﺮﺳﻦ ﺧﺮﺷﻮﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﻞ ﮔﺬﺷﺖ ﺣﺘﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﺗﻠﻔﻨﺘﻢ ﻧﻤﯿﺪﻥ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﯿﻘﺎ ﺟﻠﻮ ﺭﻭ ﺑﺎﻫﺎﺕ ﺧﻮﺑﻦ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﭼﻨﺎﻥ ﺯﯾﺮﺍﺑﺘﻮ ﻣﯿﺰﻧﻦ ﮐﻪ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻧﻤﯿﺸﻪ ... ﺗﻒ ﺗﻮ ﺫﺍﺗﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﻧﺎﺭﻓﯿﻘﻪ ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

امروز مثلن خیر سرم میخواستم بیشتر بخوابم ساعت 10بلند شدم از بس خوابایه بیخود میدیدم ولی یکش جالب بود پشت هم هی خواب میدیدم که مادر منو صدا میکنه مظاهر پاشو ظهر شده من از خواب بلند میشدم میدیم ساعت هشته دوهزارریم میوفتاد داشتم خواب میدیدم چند دفعه تکرار شد بعد که بیدار شدم به مامانم گفتم تو خوابم نمیزاری بخوابم مادر برگشت گفت حالم خوب نبود میخواستم بیدارت کنم دلم نیومدخوابت اینجا سر داشت اصن کلید اسراری بود واسه خودش

ѕнιмα
ѕнιмα

انگار وقتی میاد روزا دیرتر میگذره...

باران بهاری
باران بهاری

هنوز به قیافه ـش عادت نکردم ...

خانوم گل
خانوم گل

دیروز رفتم تربیت بدنی 1! جماعت چشمتون روز بد نبینه!!مربیه که تمرگیده بود یه جا سگ دو زدن بفیه رو تماشا میکرد! اون خانومه که وردستشه هم هی به ما دستور میداد که آهای خانومه بدو بدو بدو!! تندتر تندتر تندتر! حالا بیا اینجا دستتو بزن زمین باز بدو تا اونجا! کار کن کار کن!! هوی دختره کم حرف بزن!! میکشمتون! بدویین!! حالا بیاین دراز نشست بزنین!! در آن لحظات چهره ی من دیدنی بود! آخرش داد زدم گفتم مگه میخوای رضازاده تحویل جامعه بدی؟؟ ولمون کن بابا!

... وَحیـــــد __
... وَحیـــــد __
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

از سه شنبه ها متنفرم : | متنفر : |

خانوم گل
خانوم گل

امروز استاد یه جمله ایی گفت از یه بزرگی به این مضمون: " من تردید دارم و به این تردیدی که دارم هیچ تردیدی ندارم و به این کسی که یک تردیدکننده آفریده هیچ تردیدی ندارم!" حال کن جمله رو!! ماها همه اینطوری!

مانی
مانی

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآی مدتهاست نَم نَم َ ت را از ما دریغ کرده ای ، بوسه های آبدارت کجایند تا در لابلای آن دست خوشبختی را بگیرم ؟ میخواهم از پشت با تو سخن بگویم

سرباز ایران
سرباز ایران

امروز سر کلاس ادبیات توی حیاط خیلی سر و صدا بود دبیرمون گفت یکی بره به مدیر بگه چه خبره بعد یکی از ته کلاس گفت: آقا بریزیم بیرون براشون (منظور حمله بود بچه های توی حیاط ) ،بعد دبیرمون گفت نه بریزش تو شلوارت کلاس ترکید در حد بوندس لیگا