دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گروهی برای دلنوشت های دنبالریون
در این گروه کپـــــی پیســـت ممنوعه و فقط می‌تونین نوشته های شخصی خودتون رو به اشتراک بزارین.



ارسالهای مشکوک به کپی، در گوگل سرچ میشن و در صورت مشاهده‌ی ‌تخلف، حتما برخورد میشه.

جزئیات گروه

شناسه 56
وضعیت فعال
- گروه ویژه
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 5223 پست
عضو 766 کاربر
طرفدار 58 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 16
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 31
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 21

کاربران گروه

(763 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)

برچسب‌های کاربری

دلنوشتِ دنبالریون
شناسه‌: 56 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

کلن دایی هام سرم خیلی بلآ میارن نیست منم مظلومم این روند از خیلی سالها پیش تا کنون ادامه داره شواهدم موجوده تو فیلم عروسی عموم پیش دوتا دایی م نشسته بودم یکی اینور گوش منو ناترینگ میزد یکی یه طرف دیگه رو میزد خیلیم هماهنگ بودن تا سرمو به سمتی که ضربه اثابت کرد میکردم طرف دیگه به لرزه میوفتاد

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
12250518053451r3t.jpg مطهره ورژن ِ پسرونه : )

به جانِ بچم اگه یه درصد دلم بخواد داشته باشمولی تو رو خـــــــــــــدا انقد از نگید...منم هوایی میشما...گریم گرفت

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

بعد یادمه رفته بودیم جنگل گردو بکنیم درخت گردو نگو قَد یه ساختمون 10طبقه بعد واسه دست یابی به گردو باس چوب پرتابم میکردیم تا از اون بالا گردو تِلپ بیوفته پایین من مسئول جمع آوری بودم دایی هآم با بابام هی چوب پرتاب میکردن بعد وقتی میوفتاد منم یکی مشکوندم میخوردم یکی را میزاشتم تو نایلون ناسلامتی کار اصلی من میکردم بنده خداها روز بعد هیچکدوم نتونستن دستشونو تکون بدن توشون فقد من سالم موندم که نشون از امادگی بدنی من میده

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

چند صباحیست که در این مینویسیم دیگر...نمی دانیم چرا موجباتِ مارا فراهم میکندصاحابَش! مچکریم

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

تو حیاط خونمون داشتم خیر سرم بسکتبال بازی میکردم بعد مامان بابام از بازار اومدن من رفتم یه شَلیل بردارم (دست مامانم بود) بابام داد زد نه بهش این نفهمه داره ورزش میکنه اذیت میشه مامانم :مگه قبلا میفهمید تو را قران میبینید واسه یه شَلیل نا قابل چطوری تخریب شخصیتی میکنن آدمو

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
487901_3917234309451_1215094467_n (1).jpg ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

به رفیقم عکس حمید فدایی که مدله نشون دادم گفتم نیگاه کن همون حالت مویی که من دوست دارم میزنه گفت :آره خیلی خوشتیپه مث تو خر نیست حیف اون موها نبود رفتی زدی اصن تو الاغ واسه چی رفتو موتو زدی خیلی خری مظاهرموضوع یه چیز دیگه بود چرا به من ربط داد

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

بعضیا اینجا اونقدرام که سعی میکنن به نظر بیان نیستن...فقط خواستم بگم که لااقل همه مثلِ همن...همین!

خانوم گل
خانوم گل

امروز استاد سر کلاس زل زده تو چشای بچه ها میگه: حرف بزنید! نظرتونو بگید! یا غلطه یا نادرست!! خو الان ما حرف بزنیم یا نزنیم اخه؟؟

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
6108990-md.jpg مطهره ورژن ِ پسرونه : )

حسِ و که باشه زمین تا آسمونم تفاوت داشته باشی میتونی بهترین باشی...این بود جوابِ سوالم

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

کلا برام سوال بود که چند نفر که اصن هیچ چیشون به هم نمی خوره چیجوری انقد باهم دوستِ صمیمی اند؟؟؟این سوال خیلی به فشار اورده بوددیگه الان رسیدم به جوابما...ولی براش کلی وقت گذاشتمالکی....

❤ ƒąȶᙓℳ£ђ ❤
❤ ƒąȶᙓℳ£ђ ❤

دوسـت نـدارم اینجـآ حـآلِ بـدم رو بگـم; امـآ وآقعـآ نیسـتَم..فقط بـه کمکِ احتیاج دارم

این ارسال را بازنشر کرده است.
❤ ƒąȶᙓℳ£ђ ❤
❤ ƒąȶᙓℳ£ђ ❤

تـو این 9 روزی کـه نبـودم، هـم بهتـرین و هم بـدتریـن روزای عمـرم رو تجـربه کـردم!

✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
✖نِدایــِ آسِمونیــ ✖
توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون

با دوستم بیرون بودم،برگشتیم،زنگ زده تلفن خونه میگه سلام رسیدی؟؟،،من ،،پ ن پ تو راهم تلفن عمومی جواب دادم