دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مختصر : شعر های فروغ / یا تکه ای از شعر هایش که دل نشین بود برایتان
از ارسال ِ پست همراه عکس خودداری نمایید / با تشکر

جزئیات گروه

شناسه 1251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 234 پست
عضو 166 کاربر
طرفدار 13 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 242
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 271
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 235

کاربران گروه

(164 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

فـــروغ فـــرخــزاد
شناسه‌: 1251 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

پرنده گفت : " چه بوئی، چه آفتابی، آه/ بهار آمده است/ و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت."/ پرنده از لب ایوان/ پرید، مثل پیامی پرید و رفت/ پرنده کوچک بود/ پرنده فکر نمیکرد/ پرنده روزنامه نمیخواند/پرنده قرض نداشت/پرنده آدمها را نمیشناخت/پرنده روی هوا/ و بر فراز چراغ های خطر/ در ارتفاع بی خبری میپرید/ و لحظه های آبی را/ دیوانه وارتجربه میکرد/ پرنده، آه، فقط یک پرنده بود

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

من از نهایت شب حرف میزنم/ من از نهایت تاریکی/ و از نهایت شب حرف میزنم/ اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور/ و یک دریچه که از آن/ به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

شاید حقیقت آن دو دست جوان بود، آن دو دست جوان/ که زیر بارش یکریز برف مدفون شد/ و سال دیگر، وقتی بهار/ با آسمان پشت پنجره همخوابه میشود/ و در تنش فوران میکنند/ فواره های سبز سبکبار/ شکوفه خواهد داد ای یار، ای یگانه ترین یار...

reza
reza
توسط موبایل در فـــروغ فـــرخــزاد

من جزیره سرگردان را از انقلاب اقیانوس و انفجار کوه گذر داده ام...و شدن راز وجود متحدی بود...که از حقیرترین ذره هایش به دنیا آمد

الهــــ ه
الهــــ ه

دیدم که در وزیدن دستانش .. جسمیت وجودم تحلیل میرود .. دیدم که قلب او .. با آن طنین ساحر سرگردان .. پیچیده در تمامی قلب من ... " فـــروغ فـــرخــزاد / شعر : وصل "

reza
reza
توسط موبایل در فـــروغ فـــرخــزاد

مرگ من روزی فرا خواهد رسید...در بهاری روشن از امواج نور...در زمستانی غبار آلود و دور...

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

آیـا شما که صورتـتـان را ..در سایـه‌ی نقـاب غم‌انـگیــز زندگـی.. مخفـی نموده‌ایـد.. گـاهی به ایـن حقیقت ِیـأس‌آور.. اندیشـه مـی‌کنیـد.. که زنـده‌های امـروزی.. چیـزی بـه جـز تـفـالـه‌ی یکـــ زنــده نیستـنـد؟

الهه
الهه

اگر به خانه ی من آمدی ، ای مهربان ! برای من چراغ بیار و یک دریچه که از آن به ازدحام کوچه ، خوشبخت بنگرم ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥    ᵸ  hamed ᵸ ҉
♥ ᵸ hamed ᵸ ҉

اين همان شعري از فروغ فرخزاد است که نام وي را از ليست کتاب شاعران معاصر حذف کرد[ديدگاه:]

reza
reza

علی کجاست؟؟تو باغچه..چی میچینه؟آلوچه..آلوچه باغ بالا...جرات داری

ܓ✿ ツMeena
ܓ✿ ツMeena

اگر عشق عشق باشد زمان حرف احمقانه ای ست...

ܓ✿ ツMeena
ܓ✿ ツMeena

دل گمراه من چه خواهد کرد با بهاری که می رسد از راه؟ ِیا نيازی که رنگ می گيرد در تن شاخه های خشک و سياه...

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

من در میان توده ی سازنده ای قدم به عرصه ی هستی نهاده ام. . که گرچه ندارد اما به جای آن. . میدان ِدید ِباز و وسیعی دارد. . .

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

ما بر زمینی هرزه روییدیم. . ما بر زمینی هرزه می باریم. .ما را در راه‌ها دیدیم. .بر اسب زرد بالدار خویش. . چون پادشاهی راه می‌پیـمود. . .

الهــــ ه
الهــــ ه

و مردی از کنار درختان خیس می گذرد .. مردی که رشته های آبی رگهایش .. مانند مارهای مرده از دو سوی گلو گاهش بالا خزیده اند .. و در شقیقه های منقلبش .. آن هجای خونین را تکرار می کنند: -سلام - سلام .. و من .. به جفت گیری گل ها میاندیشم ../.