دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مختصر : شعر های فروغ / یا تکه ای از شعر هایش که دل نشین بود برایتان
از ارسال ِ پست همراه عکس خودداری نمایید / با تشکر

جزئیات گروه

شناسه 1251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 234 پست
عضو 166 کاربر
طرفدار 13 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 242
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 271
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 235

کاربران گروه

(164 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

فـــروغ فـــرخــزاد
شناسه‌: 1251 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
محمّدحسین
محمّدحسین

باز هم رویا / آنهم اینسان تیره و درهم / باید از داروی تلخ خواب / عاقبت بر زخم بیداری نهم مرهم / می فشارم پلکهای خسته را بر هم

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

حس می‌کنم که سهم من از برگـــ‌های تـاریـخ است

آناهیتا
آناهیتا
توسط موبایل در فـــروغ فـــرخــزاد

پشت شیشه برف می بارد،پشت شیشه برف می بارد،در سکوت سینه ام،دانه اندوه می کارد.

باران بهاری
باران بهاری

یادمان باشد به دل کوزۀ آب که بدان سنگ شکست بستی از روی محبت بزنیم ؛ تا اگر آب در آن سینۀ پاکش ریزند، آبرویش نرود ؛ یادمان باشد فردا حتما ناز گل را بکشیم ؛ حق به شب بو بدهیم و نخندیم دگر به ترک های دل هر گلدان ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

شاید این را شنیده ای که زنان ،در دل ”آری" و "نه“ به لب دارند ... ضعف خود را عیان نمیسازند ،راز دار و خموش و مکارند ... آه، من هم زنم ‚ زنی که دلش در هوای تو می زند پر و بال ... دوستت دارم ای خیال لطیف ،دوستت دارم ای امید محال ... !

محمّدحسین
محمّدحسین

حرفی به من بزن / آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد / جز درک حس زنده بودن از تو چه می خواهد ؟ / حرفی بزن / من در پناه پنجره ام / با آفتاب رابطه دارم .

الهه
الهه

جمعه ی ساکت / جمعه ی متروک

این ارسال را بازنشر کرده است.
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ

نمیدوُنم آخَرِش چی میشه .... ولی به قولِ ... به دگَر نیندیشَم ... که هَمین زیباست ... !!

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

آه، باور نمیکنم که مرا با تو پیوستنی چنین باشد نگه آن دو چشم شور افکن سوی من گرم و دلنشین باشد بیگمان زان جهان رویایی زهره بر من فکنده دیده عشق می نویسم بر وی دفتر خویش جاودان باشی ای سپیده عشق

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

کنون طنین جیغ کلاغان در عمق خوابهای سحرگاهی احساس می شود آینه ها به هوش می آیند و شکل های منفرد و تنها خود را به اولین کشاله بیداری و به هجوم مخفی کابوسهای شوم تسلیم میکنند

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

لیکن ای افسوس من ندیدم عاقبت در آسمان شهر رویا ها نور خورشیدی زیر پایم بوته های خشک با اندوه می نالند چهره خورشید شهر ما دریغا سخت تاریک است خوب میدانم که دیگر نیست امیدی نیست امیدی محو شد در جنگل انبوه تاریکی چون رگ نوری طنین آشنای من قطره اشکی هم نیفشاند آسمان تار از نگاه خسته ابری به پای من من گل پژمرده ای هستم چشمهایم چشمه خشک کویر غم تشنه یک بوسه خورشید تشنه یک قطره شبنم

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی

چرا توقف کنم ؟ راه از میان مویرگهای حیات می گذرد کیفیت محیط کشتی زهدان ماه سلولهای فاسد را خواهد کشت و در فضای شیمیایی بعد از طلوع تنها صداست صدا که جذب ذره های زمان خواهد شد

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

شاید حقیقت آن دو دست جوان بود آن دو دست جوان / که زیر بارش یکریز برف مدفون شد / ... !

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

او به من دل سپرد و / به جز رنج کی شد از عشق من حاصل او / با غروری که چشم مرا بست / پا نهادم برروی دل او / ... !

javad
javad

پرواز را به خاطر بسپار... پرنده رفتنیست... .