دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

مختصر : شعر های فروغ / یا تکه ای از شعر هایش که دل نشین بود برایتان
از ارسال ِ پست همراه عکس خودداری نمایید / با تشکر

جزئیات گروه

شناسه 1251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 234 پست
عضو 166 کاربر
طرفدار 13 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 242
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 271
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 235

کاربران گروه

(164 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

فـــروغ فـــرخــزاد
شناسه‌: 1251 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
شَـہ ـرامـ ـ
شَـہ ـرامـ ـ

هیچ صیادی ، در جوی حقیری که به گودالی می ریزد صید نخواهد کرد . . .

شَـہ ـرامـ ـ
شَـہ ـرامـ ـ

پرنده گفت : چه بویی چه آفتابی آه بهار آمده است / و من به جستجوی جفت خویش خواهم رفت . . .

✔ عـلـ[بابا]ــی
✔ عـلـ[بابا]ــی

ای دو چشمانت چمنزاران من / داغ چشمت خورده بر چشمان من / پیش از اینت گر که در خود داشتم / هرکسی را تو نمی انگاشتم / ... !

ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ

آیــا در ایـن دیــار کسـی هستـــ که هنـــوز از آشنــاشدن بـا چـهـره‌ی فنـاشده‌ی خویــش وحشتــــ نـداشتــه بــاشد؟

باران بهاری
باران بهاری

پای مرا دوباره به زنجیر ها ببند ؛ تا فتنه و فریب ز جایم نیفکند ... تا دست آهنین هوسهای رنگ رنگ، بندی دگر دوباره به پایم نیفکند...

گـلـپــری
گـلـپــری

در دو چشمش گناه می خندید - بر رخش نور ماه می خندید - در گذرگاه آن لبان خموش - شعله یی بی پناه می خندید /

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

بگذار که فراموش کنم . تو چه هستی جز یک لحظه ، یک لحظه که چشمان مرا می گشاید در برهوت آگاهی ؟ بگذار که فراموش کنم /

الهه
الهه

به مادر گفتم : باید برای روزنامه پیام تسلیتی بفرستیم ...

گـلـپــری
گـلـپــری

دل من كودكي سبكسر بود . . . خود ندانم چگونه رامش كرد . . . او كه مي گفت دوستت دارم . . . پس چرا زهر غم بجامش كرد /

این ارسال را بازنشر کرده است.
یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

مـا یـکــدیـگــر را بـا نـفـســـهــامـان آلـوده مـی سـازیـم آلـوده تـقـــــوای خـوشــبـخـتــی مـا از صـدای بـاد مـی تـرســـیــم مـا از نـفــوذ سـایـه هـای شـک در بـاغـهـای بـوســه هـامـان رنـگ مـی بـازیـم مـا در تـمـام میهـمـانـیـهـای قـصـــر نـور از وحـشـــت آوار مـی لـرزیـم /

یـ ـک آدمـ ـ
یـ ـک آدمـ ـ

تُـرا مـی خـواهـم و دانـم کـه هـــرگـز بـه کـام دل در آغـوشـــت نـگـیـــرم /