دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کاسه ای اشکیم ...

مُشتی حرف ... ،

اینجا ...

گریه هایمان را می نویسیم ...
خودسانسوری ممنوع!...
خود چیز پنداری ممنوع!...
لطفا خودت باش!...
در ضمن از تمام کاربران عزیز تقاضا میکنم از ضمیمه کردن تصویر و یا کلیپ در این گروه خودداری کنند

جزئیات گروه

شناسه 1703
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 590 پست
عضو 124 کاربر
طرفدار 22 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 326
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 167
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 150

کاربران گروه

(123 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

هیچ...کده
شناسه‌: 1703 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

کاش به پرنده بودی و من واسه تودونه بودم ...............شک ندارم اون موقع هم این جوری دیوونه بودم...................

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

از اینجا تا تلاطم امواج عشق... از اینجا تا تو فاصله بسیار است...دوباره جمله ای بنویس.... پر از خورشید.

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

کاش کسی بود ....که وقتی بی تو قاصدک می شدم.... مرا چون بشارتی... پیکی... خبری.... در آغوش صورتی دستانش بگیرد.... و با آهی... بدرقه ام کند

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

تا جنون... فاصله ای نیست ....از اینجا که منم.......

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

قرارمان ... باران زیر طاق قوس و قزح.... مرا زود می یابی.... من از بام رنگین کمان صدایت می زنم و تو ... آسمان را برایم دست تکان می دهی... ابرکم ... زود بیا دلم ... بوی باران می دهد.........................

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

باران ... چه عبث می بارد.... انگار نمی داند سال هاست.... کوچه های خاطره ام را باد با خود برده است.... و پنجره ام نابیناست ....باید بروم ...تا باران.....

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

شانه های شب برای اشک هایم کوچک است... من تو را به وسعت باران ...تا آخرین گل سرخ بغض کرده ام... و عبورت را در هق هق یاس های دلتنگ... در چشم پنجره می گریم... از آن شبی ... که از خاطره دیگر نیامدی........

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

آفتاب حضور... یعنی "تو"

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

زمین ....باران را صدا می زند.... من ""تو ""....را

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

از تو تا اوج تو ... زندگی من گسترده است.... از من تا من .....تو گسترده ای...........

Maryam
Maryam

سایه ... آنقدر سنگینی می کند بر ... که حرف ها در نطفه خفه می شوند ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

انگشتان شبانه ات را می فشارم ....و باد شقایق دوردست را.... پر پر می کند ....به سقف جنگل می نگری: ستارگان.... درخیسی چشمانت می دوند.....

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

تو را یافتم.... آسمان ها را.... پی بردم

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

دلا! خوبان دل خونین... پسندند ...دلا! خون شو.... که خویان ....این پسندند