دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

کاسه ای اشکیم ...

مُشتی حرف ... ،

اینجا ...

گریه هایمان را می نویسیم ...
خودسانسوری ممنوع!...
خود چیز پنداری ممنوع!...
لطفا خودت باش!...
در ضمن از تمام کاربران عزیز تقاضا میکنم از ضمیمه کردن تصویر و یا کلیپ در این گروه خودداری کنند

جزئیات گروه

شناسه 1703
وضعیت فعال
- گروه عادی
- دارای مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 590 پست
عضو 124 کاربر
طرفدار 22 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 326
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 167
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 150

کاربران گروه

(123 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

هیچ...کده
شناسه‌: 1703 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
هاسمیک
هاسمیک

سلام!!!!!!!!! صبح همگی بخیر.... اونایی که روزه هستند اگه حال ندارن جواب بدن اشکالی نداره، درکشون می کنیم...

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

گاهی ترا می نویسم و عِطر یاس ... گاهی سرمی کشم نوش داروی بیم وهراس... گاهی نگاه می کنم ترا یگانه ی من... گاهی آغوش می کشم ترا بهانه ی من... گاه می سرایمت غزل های ناب... گاه می بینمت یک سراب... گاهی بهار می شوی در خزان من... گاهی می بینمت به وسعت آسمان من... گاهی سکوت می شوی برلبان من... گاه فریادی در نهان من... گاه آیه های انتظار می شوی در چشمان من ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

من... ترنم نگاه ترا... در باران تفسیر میکنم ...و خیسی نگاهت را ....به آب نسبت می دهم

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

خوب می شنود... حرفهای خیس چتر را.... رهگذر خیس.....

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

مثل ساقه‌ی گیاهی ترد... گره‌ام بزنید ...به چوبی چیزی... ترسیده‌ام مدام باد می‌آید

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

نردبان ها.... سخاوتمندترین اند...هیچ گاه...به ارتفاع نمی رسند....اما تو را می رسانند

سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

ایـنــجــا دلــیــســت کــه.... بَــرای دیدنت.... دســتــی بــه آسِـمـان.... دارد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

باران ....یعنی تو بر می گردی .....

این ارسال را بازنشر کرده است.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

من و باد صبا ...مسکين ...دو سرگردان بي حاصل...من از افسون چشمت مست ...و او از بوي گيسويت.....حافظ

این ارسال را بازنشر کرده است.
مرد رهگذر
مرد رهگذر

در تن داغ خاطره ها، پیچ و تاب می خورم باز .. هر چقدر یاد تو نزدیک است، تو دوری! ...

هاسمیک
هاسمیک
توسط موبایل در هیچ...کده

توهم_ دوست داشته شدن...

این ارسال را بازنشر کرده است.
مرد رهگذر
مرد رهگذر

تو خط کشیدی دور خودت، من خط خطی شدم! ...

مرد رهگذر
مرد رهگذر

سقوط کردم در تو، تا همیشه! خودت بگو لب بود یا سیاهچاله؟! ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
هاسمیک
هاسمیک

عمر من مرگی ست... نامش زندگانی...

هاسمیک
هاسمیک

یک پرستار استرالیایی در طی سال ها، بزرگترین های آدم های در حال را جمع کرده در این بین 5 حسرت که بین همه افراد مشترک بوده رو اینگونه نقل کرده: . . . جالب اینکه، در این مجموعه خبری از ثروت، قدرت و شهوت نیست >>> نخستین = کاش جسارت اش را داشتم اون جوری می کردم که می خواستم، نه اونجوری که دیگران ازم توقع داشتند >>> حسرت دوم = کاش این قدر کار نمی کردم .>>> حسرت سوم = کاش شجاعتش را داشتم که را با صدای بلند بگم .>>> حسرت چهارم = کاش هایم با دوستانم را حفظ می کردم .>>> حسرت پنجم = کاش می بودم .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.