...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
ßάßάk яєzάiє
یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو /در کوچه لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود /فارغ از جام الستش کرده بود/ سجده ای زد بر لب درگاه او/ پر زلیلا شد دل پر آه او /گفت یا رب از چه خوارم کرده ای /بر صلیب عشق دارم کرده ای/ جام لیلا را به دستم داده ای/ وندر این بازی شکستم داده ای /نشتر عشقش به جانم می زنی /دردم از لیلاست آنم می زنی /خسته ام زین عشق، دل خونم مکن/ من که مجنونم تو مجنونم مکن/ مرد این بازیچه دیگر نیستم /این تو و لیلای تو ... من نیستم/ گفت: ای دیوانه لیلایت منم در رگ/ پیدا و پنهانت منم سال ها با جور لیلا ساختی/ من کنارت بودم و نشناختی/ عشق لیلا در دلت انداختم /صد قمار عشق یک جا باختم/ کردمت آوارهء صحرا نشد/ گفتم عاقل می شوی اما نشد/ سوختم در حسرت یک یا ربت /غیر لیلا برنیامد از لبت /روز و شب او را صدا کردی ولی/ دیدم امشب با منی گفتم بلی/ مطمئن بودم به من سرمیزنی /در حریم خانه ام در میزنی/ حال این لیلا که خوارت کرده بود/ درس عشقش بیقرارت کرده بود/ مرد راهش باش تا شاهت کنم /صد چو لیلا کشته در راهت کنم
ßάßάk яєzάiє
انگار همه می خوان من تنها باشم...انگار همه می خوان با غم ها باشم..........انگار دنیا می خواد من رسوا بمونم...انگار چشما می خوان من از از شبا بخونم(boby robson)
مجید
زندگی دفتری از خاطرهاست. يک نفر در شب کم، يک نفر در دل خاک، يک نفر همدم خوشبختي هاست، يک نفر همسفر سختي هاست، چشم ها باز کنيم عمرمان ميگزرد ما همه همسفريم...
مجید
قرینه است/ این درخت آن درخت/ بر آبی بی انتهای بالاتر/ تنها جای تو خالی ست/ سبزه قبای خواب ُ خیال من/ و دوباره خش خش گربه ی یاد تو/ که به حیاط دلم برگشته است/ می نشینم و در جمعیت نیمه روشن آن سوی پنجره/ در ایستگاه دنبال کسی شبیه تو می گردم/ و خوب می دانم که کسی کـَـس نمی شود/ زیرا هیچ انسانی قادر به ادامه انسانی دیگر نیست/ پس بازی ها فقط یک بازی اند ُ همین/ با این وجود کسی شبیه تو را پیدا می کنم/ و از او دور می شوم/ و هر چه دورتر می شوم/ شباهتش به تو بیشتر و بیشتر می شود/ و باز سکوت..../
مجید
قفسی باید ساخت/ هرچه در دنیا گنجشک و قناری هست/ با پرستوها/ و کبوترها/ همه را باید یکجا به قفس انداخت/ روزگاری است که پرواز کبوترها/ در فضا ممنوع است/ که چرا/ به حریم جت ها خصمانه تجاوز شده است/ روزگاری است که خوبی خفته است/ و بدی بیدار است .../
ßάßάk яєzάiє
عاشق باش و تنها نباش تو زندگی...تنها باش و عاشق نشو تو زندگیت.شما کدوم رو انتخاب می کنید؟
ßάßάk яєzάiє
از مخالفت نهراسید؛ بادبادك تنها زمانی می تواند بالا رود كه با باد مخالف مواجه شود
ßάßάk яєzάiє
همه از مردن در راه باورشان سخن می گویند، اما هیچ كس از كشته شدن در راه باورش دم نمی زند.
ßάßάk яєzάiє
حقیقت، انكارناپذیر است. بدخواهی ممكن است به آن حمله كند. ممكن است نادانی آن را به مسخره بگیرد، اما سرانجام حقیقت پایدار خواهد بود.
ßάßάk яєzάiє
من شخصأ دوست دارم بیاموزم، اگرچه همیشه نفرت دارم از این كه به من بیاموزند.
ßάßάk яєzάiє
قرنهای تاریك باز خواهد گشت، روزگار حجر بر بالهای درخشان دانش باز خواهد گشت، چه بسا امروز بركت های بی شمار به بشر ارزانی داشته تا یك روز مایه ی نابودی وی شود، آگاه باش! فرصت از دست نرود.
ßάßάk яєzάiє
بدون تردید، افراد بشر حاضر نیستند كه همگی بطور یكسان و برابر از گرسنگی بمیرند و بی گمان برای آخرین تكه نانی كه می ماند و باید تقسیم شود، درگیری شدیدی به وجود خواهد آمد.
ßάßάk яєzάiє
شهامت چیزی است كه باعث می شود انسان بایستد و سخن بگوید. البته این هم كه انسان بنشیند و گوش دهد، شهامت است.