دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

آنها که به سر در طلب کعبه دویدند// چون عاقبت الامر به مقصود رسیدند// رفتند که بینند درآن خانه خدا را// بسیاربجستند...خدارا ندیدند //چومعتکف خانه شدند از سرتکلیف //ناگاه خطابی هم از آن خانه شنیدند// کی خانه پرستان چه پرستید گل و سنگ؟؟// آن خانه پرستید که پاکان طلبیدند.......

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

پرنده گفت :شاعرم........ درخت پیر خاطرات تلخ کهنه را مرور کرد......... و ریشه های خسته را به سمت رودهای دور دست میکشاند........ و سالهای بعد... جوانه ای کنار رودهای دور دست : درخت شاعری که هم پرنده بود و رود........ رسیده بود تا ....بهار...............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

بی تو ساز زندگی نا کوک .....و زخم دل.......... ناسور است..............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشته‌ست .............تــو بـکــش که تا نیفـتـد دگـرم بـه شـب گـذاری.............. نه چنان شکسـت پشتـم که دوبـاره سـر بـرآرم............. منـم آن درخـت پیـری که نـداشـت بـرگ و بـاری...............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

چه غریب ماندی ای دل........... نه غمی نه غمگساری........... نــه بــه انـتـظـــار یــاری .........، نــه ز یـــار انـتــظــاری........... غــم اگــر بــه کــوه گـویــم،............. بــگـریــزد و بــریــزد................ کــه دگــر بــدیـن گــرانـی نـتـوان کشیــد بــاری................

matin
matin

خدایا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان اضطرابهای بزرگ غمهای ارجمند و حیرتهای عظیم را به روحم عطا کن. لذتها را به بندگاه حقیرت بخش و درد های عظیم را بر جانم بریز. خدایا به من توفیق تلاش در شکست صبر در نا امیدی رفتن بی همراه جهاد بی سلاح کار بی پاداش فداکاری در سکوت دین بی دنیا مذهب بی عوام عظمت بی نام خدمت بی نان ایمان بی ریا تنهایی در انبوه جمعیت و دوست داشتن بی آن که دوست بدارند روزی ام کن. اگر تنها ترین تنها شوم باز خدا هست

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

خدايا روزها مي گذرد و من در پيچ و خم جاده هاي زندگي گيج و مبهوت گام برمي دارم من در اين خستگي تنها به كمك كورسويي از نور اميد تو گام بر مي دارم من مي دانم كه چاره اي جز رفتن نيست و مي روم اما خدايا بدان تنها به اميد تو مي روم پس تنهايم نگذار ميدانم بنده ي غرق گناه توام اما هيهات از آن دل رحيم تو كه مرا تنها بگذارد ............

matin
matin

عقل، جاده ی پر پیچ و خمی است که “تا” خدا می رسد و عشق، جاده ی مستقیمی که “به” خدا می رساند ..............

طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

انسان باشیم، دست کم تا هنوز علم کشف نکرده ما چیز دیگری هستیم.

این ارسال را بازنشر کرده است.
matin
matin

همیشه ابرها می بارند ولی … همه عاشق ستاره ها می شن ! مواظب باش چشمک ستاره ، گریه ی ابر رو از یادت نبره !

matin
matin

بشـــــــنو از ني چون حكايت ميكند /از جدائيــــــــــها شكايت ميــــكند/ كز نيســـــــتان تا مرا ببــــريده اند / از نفيـــــرم مرد و زن ناليــده اند /سينه خواهم شرحه شرحه از فراق /تا بگـــــويم درد و رنج اشتــــياق/ ســــر من از نالـه من دور نيـــست/ ليك چشم و عقل را آن نور نيست /

...غزلواره ...
...غزلواره ...

نشاط، به قدرت برق مي ماند . نمي دانيم چيست ؟ ولي نيروي آن مي تواند اتاق را روشن كند.

...غزلواره ...
...غزلواره ...

كپي برداشتن از يك كتاب ادبي ميشود سرقت ادبي... اما كپي برداري از چند كتاب ادبي ميشود پژوهش!!!!

...غزلواره ...
...غزلواره ...

درهای شادی همواره به روی انسانها باز هستند،این ماییم که برای شاد بودن بدنبال دلیل هستیم.حتی دیدن یک سنجاقک و تامل در خلقتش میتواند ما را به وجد آورد ، اگر که خوب بنگریم.

...غزلواره ...
...غزلواره ...

انسان دارای دوبال اندیشه وباوراست ، درصورتی که این دوبال باهم عمل کنند انسان قادربه پریدن واوج گرفتن است.

این ارسال را بازنشر کرده است.