...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
ßάßάk яєzάiє
روزي كه فرياد زدي و گفتي دوستت دارم ... گفتم بلند تر نمي شنوم امروز كه در گوشم گفتي دوست ندارم ... گفتند آرومتر بقيه مي شنوند
ßάßάk яєzάiє
عشق ورزيدن خطاست حاصلش ديوانگي ست عشق ها بازيچه اند عاشقان بازيگر اين بازي طفلانه اند عشق کو ؟! عاشق کجاست ؟! معشوق کيست؟
ßάßάk яєzάiє
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
ßάßάk яєzάiє
هر کسي هم نفسم شد دست آخر قفسم شد من ساده به خيالم که همه کار و کسم شد
ßάßάk яєzάiє
گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود
matin
گریه کن...................(دیدگاه)
ßάßάk яєzάiє
به عشق گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم : تا تورو دارم تنها نيستم موندو همدم و مونسم شد
ßάßάk яєzάiє
من از خدا خواستم، نغمه هاي عشق مرا به گوشت برساند تا لبخند مرا هرگز فراموش نكني و ببيني كه سايه ام به دنبالت است تا هرگز نپنداري تنهايي. ولي اكنون تو رفته اي ، من هم خواهم رفت فرق رفتن تو با من اين است كه من شاهد رفتن تو هستم
ßάßάk яєzάiє
با خيال تو به سر بردن اگر هست گناه . با خبر باش كه من غرق گناهم هر شب
ßάßάk яєzάiє
عشق بها دارد ... من و تو بوديم و يك دريا عشق ... حالا من هستم و يك دنيا اشك ... اري عشق بها دارد ...
ßάßάk яєzάiє
هرآغازي را پاياني است صد حيف كه اغاز عشق تو پايان عمر من بود !!!