دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

matin
matin

خدایا!..................خدایا!..............چطور میتوانم باهات دردودل کنم؟!............................ وقتی که میبینم قضیه ی یوسف و زلیخا رو فوری تو کتابت نوشتی تا همه بخونن......................؟!

matin
matin

خدا مي دونست كه هر كسي نياز به هم صحبت و خوشي داره اون مي دونست هر كسي نياز داره به شخصي كه هميشه فكرش پيشش باشه اون ميدونست كه ما به يك شخص مهربان نياز داريم كه دست ياري به سوي ما بلند كنه كسي كه با ميل وقتشو در اختيارمون بزاره دلواپسمون باشه و مارو بفهمه خدا مي دونست كه ما همه به شخصي نياز داريم تا روزهاي شاديهامونو باهاش تقسيم كنيم و منبعي از شجعات باشه وقتي كه مشكلات دورو بر ماست كسي كه براي ما حقيقته خواه نزديك خواه دور و جدا از ما باشه كسي كه دوستمون داره و ما مي تونيم براي هميشه تو قلبمون مثل يك گنج اونو نگاه بداريم و اين دليل اينكه خدا به ما دوستان را هديه داده است و دليل خوشحالي من اينست كه او تو رو به من داده ...............

matin
matin

يا که به راه آرم اين صيد دل رميده را ... يا به رهت سپارم اين جان به لب رسيده را ....................

matin
matin

زیبایی زندگی به این است که بی خبر دعایت کنند، نبینی و نگاهت کنند، ندانی و به یادت باشند...

matin
matin

برای اشکی که هیچگاه جرئت هق هق شدن نداشت برای اشکی که خشک شد اما رفتنت را باور نداشت برای تمام لحظات گذشته و آینده ام ... برای آنچیزی که آنرا خوب یا بد نامیده ام برای کودکی که هیچگاه جرئت بزرگ شدن نداشت برای کودکی که رفتنت را هیچگاه باور نداشت برای حسی که دانستم دروغش غصه ای غمبار و طولانیست.................

matin
matin

تمام مشکل این بود برای ترک کردن کسی که عشق میخواندی کاری برای بدست اوردنش نکردی هیچ توانستی تا خیانتی نشان دهی که بدتر عشقت را از دست دهی ..........

matin
matin

عشق یعنی حسرتی در یک نگاه ، عشق یعنی غربتی بی انتها ، عشق یعنی فرصت اما کوتاه ، عشق یعنی مرگ اما بی صدا ...........

matin
matin

ادمها که دارن از احساسشون حرف میزنن،اول جمله هاشون یک (فعلا ) بزارید. اینطوری شاید بشه باور کرد. با تاکید روی شاید

matin
matin

گل سرخي به او دادم ، گل زردي به من داد براي يك لحظه ناتمام ، قلبم از تپش افتاد با تعجب پرسيدم : مگر از من متنفري ؟ گفت : نه باور كن ،نه ! ولي چون تو را واقعا دوست دارم ، نمي خواهم پس از آنكه كام از من گرفتي ، براي پيدا كردن گل زرد ، زحمتي به خود هموار كني...............

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

کاش باشد یادت ، که کنی یاد ما را / که بدانی یادت ، داده بر باد ما را .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

بلبلان از روی گل مستند و ما از روی دوست / دیگران از ساغر و ساقی و ما از یاد دوست .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

تخت سیاه قلب من پر از نوشته های توست / نیمکت چوبی دلم واسه همیشه جای توست .

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

تو بارانی ، کسی به بارون عادت نمیکنه ، هر وقت بیاد دوست داشتنیه !

ßάßάk яєzάiє
ßάßάk яєzάiє

دو دست گرم تو شفای مرگ من است / لبان مست تو شکوه قلب من است / کجا روم به که گویم که یک لحظه / خنده ی تو تمام آرزوی من است .