...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
دلم تنگ است،دلم می سوزد ازباغی که می سوزد/نه دیداری،نه بیداری،نه دستی ازسریاری/مرا اشفته می دارد،چنین آشفته بازاری/تمام عمربستیم و شکستیم،بجز بار پشیمانی نبستیم/جوانی راسفر کردیم تا مرگ،نفهمیدیم به دنبال چه هستیم.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
صددفعه گفتم لباستو جلو من تکان نده دکتر گفته به گرد گلها حساسیت دارم!
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
آخرین تماشایت را پلک نخواهم زد مبادا تصویرت در چشمانم آواره گردد...
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
میگن بارون مظهردلتنگیهاست ببین توبادلم چه کردی که داره برف میاد
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
آمدم تامست ومدهوشت کنم امانشد،عاشقانه تکیه بردوشت کنم اما نشد،آمدم تاازسر دلتنگی ام،گریه تلخی درآغوشت کنم امانشد، نازنینم یادتو هرگز نرفت ازخاطرم، سعی کردم تافراموشت کنم امانشد.
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
کاش می شد که کسی می آمد این دل خسته ی ما را می برد چشم ما را می شست راز لبخند به لب می آموخت کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود و قفس ها همه خالی بودند آسمان آبی بود و نسیم روی آرامش اندیشه ی ما می رقصید
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
هرکجا هستی آسمانت آبی،قسمتت شوروامید ودلت دریایی وتمام دلت ازغصه ی دنیا خالی
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
گلها جواب زمستانند به سلام آفتاب،نه زمستانی باش که بلرزانی!نه تابستانی باش که بسوزانی، بهاری باش تا برویانی.
آیینه ی خیال
غم قفس به کنار ........آنچه عقاب را پیر میکند ........پرواز زاغ های بی سر و پاییست که آزادانه جولان میدهند ..........
طنیـــــــــــن
ای عشق ! ای سیب درخشان ... با چاقویی تو را به دو نیم می کنم : نیمی به جهان ، و نیمی به کسی که " دوستش دارم " .............
آیینه ی خیال
زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است...................تا در آن دوست نباشد ..........همه درها بسته است ........در ضمیرت اگر این گل ندمیده است هنوز ................عطر جان پرور عشق ...........گر به صحرای نهادت نوزیده است هنوز ..........دانه هارا باید از نو کاشت .................آب و خورشید و نسیمش را از مایه ی جان خرج میباید کرد ........رنج می باید برد .............دوست می باید داشت ........با نگاهی که در آن شوق بر آرد فریاد ............با سلامی که در آن نور ببارد لبخند ...........
آیینه ی خیال
تو که در باور مهتابی عشق، رنگ دریا داری، فکر امروزت باش، به کجا می نگری؟.......... زندگی ثانیه است......... وسعت ثانیه را می فهمی؟ می شود مثل نسیم ..........بال در بال پرستو، بوسه بر قلب شقایق بزنیم،......... هیچکس تنها نیست، ما خدا را داریم!............
آیینه ی خیال
شاعر كه شدم ..سیم های سه تارم را به سبزه های سبز سیزده گره می زنم.. و آرزو می كنم آهنگ پاك صدای تو را بشنوم ...شاید كه شاعری ، تنها راه رسیدن به دیار رؤیا و كوچه های خیس كودكی باشد....
آیینه ی خیال
چه ساده لوح اند ! آنان که می پندارند عکس تو را به دیوار های خانه ام آویخته ام ! و نمی دانند که من دیوار های خانه ام را به عکس تو آویخته ام... !