...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
روبهرویم تو و من، نقاشی که بلد نیست تو را بکِشد............. مینویسم، دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم ...
alla
تو ... تو نیستی اما من برایت چای می ریزم. دیروز هم نبودی که برایت بلیط سینما گرفتم.... دوست داری بخند ،دوست داری گریه کن ،و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش... مبهوت من و دنیای کوچکم. دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی من با تو زندگی می کنم!
آیینه ی خیال
چه بسیارند در خیابانها فانوسک های الوان و چه خریداران آشفته و دست و پا گم کرده ای ......و من در چشمهایم آتش دارم ......کسی گرمی و نور نمی خواهد .....پلک می بندم و درونم می سوزد ......می سوزد........
alla
هم پنجره خانه تو باز بود ،هم پنجره خانه من ....اما چه فایده "همدیگر را نتوانستیم ببینیم .رو به روی هم تنها ماندیم مثل دو درخت در زردی و باد !!
alla
گوش كن، خاموش ها گویا ترند"" در خموشی های من ........................................فریاد هاست !
آیینه ی خیال
هر آدم برفی نشانۀ یکی از آرزوهایم بود، وقتی برف می بارید....... آب که می شدند ، به نرسیدن عادت می کردم ..........
آیینه ی خیال
دردیست مرا بی تو که درمان نپذیرد ........درمان من اینست که بیمار تو باشم ..............
...غزلواره ...
شعرهایم غمنامه گشته اند ... واژه آشتی در پستو نهان گردیده ....!!
...غزلواره ...
ابرها بهانه اند ... خورشید رفته است .....
...غزلواره ...
گر کنی قصد دلم دست من ُ دامن تو ... ور کند ترک تو دل ، دست من ُ دامن دل ......
...غزلواره ...
من طاقت سنگ ام به سرمای زمهریر ... و گرنه سال ها پیش از این در غیاب تو ...خدا می دانست که بر من چه رفته بود......!!
...غزلواره ...
رویای من زیبا بود زیباتر از تو ...زیباتر از تمام رویاها ...رویایم را از من نگیر ...بگذار زنده بمانم ...قلبم هنوز کار می کند ...هر چند بی دست و پاشده ام ...یک قلب شکسته هم می تواند عاشق باشد......
alla
دنیا دنیا آرامش ... درست، زیرِ قدم هایت ... درست، پیچیده در عطرِ نفسهایت ... درست، در حجمِ ناپایانِ آغوشت ... و .... لحن موسیقی وارانهء صدایت ... و .... نگاهت ... واااای از نگاهت چه دارم برای گفتن ... در الفاظ نمی گنجی بزرگِ نازنین ...