...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
خاطره های ِ تو ... نا خوانده ... مثل ِ مهمان های ِ مراسم ِ مرگ هستند ... که انگار تا ابد می خواستند بمانند و تسلیت بدهند ... ، نمی روند که نمی روند که نمی روند... ، خاطره های ِ تو ... اصلن حبیب ِ خدا نیستند ..
Heartbroken
مدتی است نقش درخت خشک را بازی میکنم اما نمیدانم منتظر بهار باشم یا هیزم شکن !
Heartbroken
زیادی ک خوب باشی برایشان عادت میشوی تکراری میشوی تاریخ انقضایت زود ب سر خواهد آمد و مهرت وفایت نجابتت خوبیت وظیفه خواهد شد... !
Heartbroken
پادشاهی در زمستان به یکی ازنگهبانان گفت :سردت نیست ؟؟ .. .. گفت : عادت دارم .. .. .. .. گفت : می گویم برایت لباس گرم بیاورند و فراموش کرد ... .. .. .. .. صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود : به سرما عادت داشتم ... .. اما وعـده لباس گرمت مرا ویــران کرد .. !!
Heartbroken
ميشه تنهايي بازي کرد ميشه تنهايي خنديد ميشه تنهايي سفر کرد ... ولي خيلي سخته تنهايي تنهايي را تحمل کرد!!!!
...غزلواره ...
اگر فردا خاطره ای خواندی شبیه عکس ِتو بود!... شک نکن... ! دیروز فهمیدم قلمِ من از نگاهِ تو آبستن شده است!! .....
...غزلواره ...
تو به یک وسوسه دل کنده ای و گرگِ خزان... قاصدک های مرا کشته به همدستیِ باد ...من به اندازه ی یک خاطره دلتنگِ توأم ...و مرا قلبِ تو در حادثه ای برده ز یاد!!!
آیینه ی خیال
آوای عاشقانه ما در گلو شکست .......
༒༒ ᗩᗰ!R ᗷahador ༒༒
به بارانی که می امد٬ به ارامی دلم بارید ٬ به تنهای قسم خوردم ٬ به اسانی دلم خوابید ٬ پریشان بودم از دردش٬ پشیمان بوده میخندید ٬ به یادش گریه می کردم ٬ به یاد یار می رنجید٬ خدایا من نمی خواهم٬ دگر باشم در این دنیا ٬اگر خوبی نمی کردم ٬ نبودم بی کس و تنها ٬ بدی کردم نشانم ده ٬ شدم خسته پناهم ده ٬ خدایا هرچه دادی تو٬ پذیرفتم فدای تو٬ خدایا سینه ام را من٬ در اوج گریه سوزاندم ٬ بشه عبرت برای من ٬ نشم عاشق خدای من.....
فردایی دیگر
و تمام این سال ها.. آنقدر میان خطوط موازی دفترم دست به عصا راه رفته ام که بردن نامت کمر واژه هایم را خواهد شکست ...