دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

و من هر روز ........قهوه ام را تنها می نوشم ..... شاید ته فنجانم چشمهایی باشد که ببیند ..که تماشا کند ..... که مسحور شود اینهمه دلتنگی را ............

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Heartbroken
index.jpg Heartbroken

مرد درحال تمیز کردن ماشین بود که متوجه شد پسر ۸ ساله اش بر روی ماشین خط می اندازد مرد با عصبانیت چندین مرتبه ضربات محکمی بر دست کودک زد بدون اینکه متوجه آچاری که در دستش بود شود در بیمارستان کودک انگشتانش را از دست داد کودک پرسید: «پدر انگشتانم کی رشد می کند؟» مرد نمی توانست سخنی بگوید به سمت ماشین بازگشت و شروع کرد به لگد کردن ماشین و چشمش به خراشیگی کودک خورد که نوشته بود: «دوستت دارم پدر»

این ارسال را بازنشر کرده است.
Heartbroken
Heartbroken

تنهای تنهایم,من,خلوت و اشک چندیست هم خانه ایم امشب باز به رسم گذشته به آسمان می نگرم و با ستاره همان ستاره که به یادت برگزیده ام سخن می گویم اگر چه خسته و شکسته ام اما ... ولی باز هم می ایستم تا اینبار نیز بشکند قاصدکی می گذرد و یادت را دوباره به همراه می آورد و باز یکباره بغضم می شکندو دلم ...بیچاره دلم اینبار نیزدر خود می شکنم. دلم می گیرد از اشکهایم که می ریزند حرفهایم که نگفته می مانند و از غم که از غصه هایم سنگین است و آماده باریدن دیگر دارد یادم می رود نام او که برایش می بارم همراه با اشکها می خندم خنده ای تلخ بر خود که چه معصومانه به دل بهانه گیرم دروغ می گویم و چه معصومانه تر باور می کند و این آتشی است بر جانم دیگر امشب جایی برای تبسم های دروغین نیست و آشکارا هق هق می زنم و می شنوند قاصدک ها و گل ها, قاصدک بغضش را فرو می برد و می رود ... گویی او نیز می خواهد برود نزد خدا تا برای دلم دعا کند و شبنم برقی می زند و از گل فرو می غلتد... امشب بغضهایم بس سنگین اند و هق هق هایم دلتنگ بودنت ولی افسوس که دیگر نیستی ... و افسوس .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Heartbroken
Heartbroken

روی قبرم بنویسید مسافر بوده ست بنویسید که یک مرغ مهاجر بوده ست بنویسید زمین کوچه ی سرگردانی ست و در این معبر پر حادثه عابر بوده ست^^^^^^

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

لب کبود ساحل .....پیامی از آب نداشت .......اما ماهی در عطش .....خیس بود............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دل و جانم به تو مشغول ُ ......نظر در چپ و راست .........

حسنا
حسنا

دروغ به قیافت نمیاد... مث ِ دیپلمات‌ ها لبخند نزن . . .

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

گفتی که صبور باش هیهات .....دل موضع صبر بودُ بردی ....بنشینم و صبر پیش گیرم .....دنباله ی کار خویش گیرم........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

به آینه ی خیالم نگاه کردم! ....خدایا منهم ستاره ام! .....به زمین نگریستم ...... اندیشیدم زمین برای زمینیان......... من ساکن ستاره خیال؟!

حسنا
حسنا

مـن از همـون لحظه ی اول با تـو بودم ... تــو از همون اولشم هیجوقت نبـودی !!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

شوخی نیست ...دلم را وسط گذاشته ام ....جدی بگیر احساسم ....را باور کن ...... تو رویای منی ......پنهانی ......

حسنا
حسنا

برام حکم نکن... تو یه سربازی... من شاه می خوام... با من شرط نبند... اگه قمار بازی : دلتـو رو کن!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

روزی من.... روزی در تو سقوط خواهم کرد..... می دانم ...... آن روز ، پایان من وآغاز عصیان عقاب های تیز پر وبی رحم خواهد بود .....پس تا بی من شدن ....تمام لحظه هایت را بخاطر بسپار ! .....

حسنا
حسنا

ایـن زندگــی دیگـه بوی ِ زنــده گی نمیـده . . . !!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

دنیا سرای ماتم و درد ......باز آر مرا به آسمانها........