...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
دلم تنگ است ... پرواز میخواهم؛ تا كجایش را...... نمیدانم......
alla
با تو می شود حتی "سکوت" را هم شنید... "پایان" را دوباره شروع کرد و "هرگز" را.... رسید !
alla
تونباشي... آسمونم گل آفتابو نداره... بي تو شب ستاره تنهاس، ديگه مهتابو نداره....شاعر از غروب دريا، بي نگاهت چي مي خونه ....آينه از چشماي آهو، تو نبينيش چي مي دونه... اين ترانه هاي شرقي پر پرواز صداته.... اين كه مي خونه كه من نيس ،،،غم دمساز صداته.............
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
نبودی و خاطره هامان فقیر بود؛ نیستی و افق هامان حقیر است؛ بیا و چشم ها را پر کن از تماشا: ای آفتاب آرزو!
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
همیشه گنجینه ها در کشتیهای به گِل نشسته است ...
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
با من بمان... آنان كه رفتنشان را طاقت آوردم "تو" نبودي...
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
ميخواهم خود کشي کنم ، نه اينکه تيغي بردارم و رگم را بزنم قيد احساسم را ميزنم
alla
دوری ، پایان علاقه نیست.... و انتظار زیباترین غم،، دنیاست ...
آیینه ی خیال
تو مدام در "دوستت دارم" تکرار می شوی....... ولی من هنوز در اولین سر مشق آن مانده ام! .....نه ایراد از من است...... و نه از قلم های بی گناه .....تو را می نویسم اما نمی بینی.... لای هیچ سطری هم پنهان نمی شوی ........حتی میان هیچ خشمی هم مچاله نمی شوی!...... این کاغذ ها هستند که تو را نمی پذیرند ......مبادا نامت...... عاشقشان کند!.........
alla
اي گل از من دور ! به تو انديشيدن را ، عادتي ساخته ام.....بهر تنهايي خويش....
alla
چه بی تابانه ميخواهم ات...... اي دوري ات، آزمون تلخ زنده به گوری!
آیینه ی خیال
بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود!....... ابن سیرین را خبر کن، خواب شیرین دیده ام............
alla
امــشب بــه میــهمانی تــو می آیــم ... نــه چشــمان فریــبنده ات و نــه لبــان تبــدارت را میــخــواهــم .... مــرا آغــوشــی بــه وســعت دســتانت کافــی ســت ... دلــم گــرفــته ... غــم هــایم را بــغل کــن..............