...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
لیاقت می خواهد واژه ” ما ” شدن لیاقت می خواهد “شریک ” شدن تو خوش باش به همین “با هم ” بودن های امروزت من خوشم به خلوت تنهایی ام تو بخند به امروز… من میخندم به فرداهایت …
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
بی شک … جهان را به عشق کسی آفریده اند چون من که آفریده ام از عشق جهانی برای تو …
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ با آنکه ز ما یاد نکردی.. ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
موضوع انشاء: تعطیلات خود را چگونه گذراندید؟ - به نام خدا - فرسنگ ها دور از آغوشش …
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
وقتـﮯ مرا بغل مـﮯکنـﮯ چنان جاذبهﮮ آغوشت به جاذبهﮮ زمین غلبـه مـﮯکنـد کـه روحـم بـه پـرواز درمــﮯآیـد … . . .
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذاراند مگذران .
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
سلطان كائنات كه چنين كائنات ساخت مقصود عشق بود جهان را بهانه ساخت
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
با تمام وجود غمگینم... مثه وقتی که زن نمیسازه مثه وقتی که دوســتـــ میمیره مثه وقتی که تیم میبازه...
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
به درختان جنگل گفتند: شما با این عظمت چرا از تکه اهنی به نام تبر می رنجید؟ گفتند: رنجش ما از تبر نیست از دسته ان است که از جنس خود ماست
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
حرارت لازم نیست؛گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
باید جشن بگیرم… اشکهایم دوباره با من آشتی کرده اند… . . .
آیینه ی خیال
با درودی به خانه می آیی........ و با بدرودی خانه را ترک می گویی .......ای سازنده لحظه ی عمر من ........فاصله میان این درود وبدرود است..........
S̅̅h̅̅a̅̅h̲̅ K̲̅ℓ̲̲l̲̲i̲...
همهــــــــــ چــــــــــیز تغییــــــــــر کرد... حتی آهنـــــــــــگ لولـــــــــــای در... بعد از رفتنتــــــــــــــــــ !!!!!!!!!!!!!!
سید حمید جزایری
چه شبها ..........من و اسمان تا دم صبح........... سروديم نم نم :...تو را دوست دارم .....
آیینه ی خیال
اگه از شب از شکستن ......اگه از سکوت از تنها نشستن نمی گم.... نه اینکه نیست ........