...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود / از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود
آیینه ی خیال
از روزهای رفته نگو ....روزهای مانده را تعریف کن ....با چند ماه خداحافظی کنم....... به چند خورشید سلام .........تا بیایی .... ؟!
آیینه ی خیال
می دانی نازنینم .....جای خالـــــی ات آنقدر بزرگ شــــــده است ......که حتی می توان در آن زندگـــــی کرد ....!!!
آیینه ی خیال
تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود ...... دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست ...........
آیینه ی خیال
در مسلخ فریاد ........دستهایم را دستبند زده اند به جرم تو .......!
آیینه ی خیال
قهوه , همان قهوه بود ..... تنها بوسه های من , قهوه ات را " قند پهلو " کرده بود !..... و تــو...... بی رحمانه طعم قهوه را تحسین کردی !..... که ... برند قهوه چیست.....!!
آیینه ی خیال
و من باریدم برایش ! می گفت : .....بانویم.........اشکهایت همان آب حیاتیست ، که خضر نوشید و هنوز ، دربهدر جاودانگیست ....!!!
آیینه ی خیال
می گفت :....... اعتراف کن بانو .....اعتراف کن ....پیزا با جاذبه ی چشمانت کج شد! ........اعتراف کن بانو .....به کسی نخواهم گفت .............
آیینه ی خیال
خوب است بدانی نازنینم ..... حال و هوای این روزهای من ..... به قاصدکی می ماند ..... که دلش نه به باد و نه به نسیم که تنها به یک فوت خوش است .............
آیینه ی خیال
می روم، برمی گردم، می ایستم .....واژه ای ویرانگــــــــــــــــــــــــرتر از وداع نخوانده ، نشنیده ، نگفته ام ........... 'سید علی صالحی"
فردایی دیگر
یاس و یک دنیا تنهایی ..رنگ چشمان خداست ..
آیینه ی خیال
یک صبح به اخلاص بیا بر در ما .......بر ناید اگر کام تــــو ، آنگــه گلـــه کن .............
آیینه ی خیال
عکاس معروفی میشدم اگر ........ تحمل خیره شدن در منظره ی زیبای نگاهت را داشتم من ............
فردایی دیگر
یک هق میخواهم ...تا کشیدگی یک هق کشدار دیگر .. برای شکست این بغض سالیانه ...
آیینه ی خیال
آه که در جهان پر هیاهوی من ..........تنها تویی ......جزیره ی آرامش ...........