دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زندگی جیره ی مختصریست ،..... مثل یک فنجان چای ......و کنارش عشق است ،...... مثل یک حبه ی قند ،... زندگی را با عشق ....نوش جان باید کرد .........

جزئیات گروه

شناسه 251
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع شعر و ادبیات
ارسال 19470 پست
عضو 840 کاربر
طرفدار 70 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 11
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 23
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 6

کاربران گروه

(834 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

عاشقانه زیستن
شناسه‌: 251 · شعر و ادبیات
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
...غزلواره ...
...غزلواره ...

میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...

♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫

با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود / از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

از روزهای رفته نگو ....روزهای مانده را تعریف کن ....با چند ماه خداحافظی کنم....... به چند خورشید سلام .........تا بیایی .... ؟!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

می دانی نازنینم .....جای خالـــــی ات آنقدر بزرگ شــــــده است ......که حتی می توان در آن زندگـــــی کرد ....!!!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود ...... دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست ...........

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

در مسلخ فریاد ........دستهایم را دستبند زده اند به جرم تو .......!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

قهوه , همان قهوه بود ..... تنها بوسه های من , قهوه ات را " قند پهلو " کرده بود !..... و تــو...... بی رحمانه طعم قهوه را تحسین کردی !..... که ... برند قهوه چیست.....!!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

و من باریدم برایش ! می گفت : .....بانویم.........اشک‌هایت همان آب حیاتی‌ست ، که خضر نوشید و هنوز ، دربه‌در جاودانگیست ....!!!

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

می گفت :....... اعتراف کن بانو .....اعتراف کن ....پیزا با جاذبه ی چشمانت کج شد! ........اعتراف کن بانو .....به کسی نخواهم گفت .............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

خوب است بدانی نازنینم ..... حال و هوای این روزهای من ..... به قاصدکی می ماند ..... که دلش نه به باد و نه به نسیم که تنها به یک فوت خوش است .............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

می روم، برمی گردم، می ایستم .....واژه ای ویرانگــــــــــــــــــــــــرتر از وداع نخوانده ، نشنیده ، نگفته ام ........... 'سید علی صالحی"

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یاس و یک دنیا تنهایی ..رنگ چشمان خداست ..

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

یک صبح به اخلاص بیا بر در ما .......بر ناید اگر کام تــــو ، آنگــه گلـــه کن .............

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

عکاس معروفی میشدم اگر ........ تحمل خیره شدن در منظره ی زیبای نگاهت را داشتم من ............

فردایی دیگر
فردایی دیگر

یک هق میخواهم ...تا کشیدگی یک هق کشدار دیگر .. برای شکست این بغض سالیانه ...

آیینه ی خیال
آیینه ی خیال

آه که در جهان پر هیاهوی من ..........تنها تویی ......جزیره ی آرامش ...........