...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
بزار شبم رنگی بگیره ،دوباره اهنگی بگیره.... بگیره رنگ اون دیار ی، که توش منو تنها نزاری......
VIDA
آهای همیشگی ترینم .. تمام فعل های ماضی ام را ببر چه درگذر باشی چه نباشی برای من استمراری خواهی بود من هر لحظه تو را صرف می کنم ...
♫ °˚˚ ♥ ∂ † ß ί ♥ ˚˚° ♫
امروز برايت اينگونه دعا كردم !خدايا ،بجزخودت به ديگري واگذارش نكن ! تويی پروردگار او! پس قرارده بی نيازي در نفسش! يقين در دلش! اخلاص در كردارش! روشنی در ديده اش! بصیرت در قلبش!و روزي پربركت در زندگیش ...
...غزلواره ...
دوری اما ... تــــــو ... می شوم ... می سازمَت شعر ِ نبود ِ من .............
...غزلواره ...
چیــزی نیســت کــه مــرا ســر شــوق بیــاورد جــز تــو !... کــه تــو هــم نیستــی..!!
...غزلواره ...
بودنت بهار و نبودنت خزانی سرد .... تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را نقش سرخ عشق می زند .....
آیینه ی خیال
چه زیباست ....... وقتی که نیستی ، کسی ،جایی ، یادآوریت کند ...و لحظه های بودنت را پاس بدارد ...........
آیینه ی خیال
کاش در کنارم بودی و من غنچه لبهای تو را به شادباش دیدارت دمادم هدیه میگرفتم ......آه......کاش کنارم بودی ..............
آیینه ی خیال
چه لحظه مرگباری می شود آنگاه که می آیم و نیستی .... بر میگردم و به آسمان خیره میشوم .....گویی از درخشش نگاهت نوری می بینم ......که در آسمان جاری است و عطر تنت را برایم مژده می آورد .....تا باز گرداند عاشقانه های دل سوخته ام را برای تو ........
آیینه ی خیال
پیش از آنکه پرده فرو افتد ....پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم ...... بر آنم که زندگی کنم .....بر آنم که عشق بورزم .....بر آنم که باشم ....... تا روزها بی ثمر نماند ...... ساعتها جان یابد ....لحظه ها گرانبار شود ..........
آیینه ی خیال
من ریشه های تو را دریافته ام ... بالبهایت با همه لبها سخن گفته ام .......و دستانت با دستان من .....آشناست ......دستت را به من بده ......
آیینه ی خیال
اشک رازیست .... لبخند رازیست ....عشق رازیست ......اشک آن شب ....لبخند عشقم بود ........
آیینه ی خیال
شانه ات مجابم میکند ......در بستری که عشق تشنگیست ...... زلال شانه هایت همچنانم عطش می دهد ......در بستری که عشق مجابش کرده است ..........
آیینه ی خیال
و جهان از هر سلامی خالیست ...بی حضور تو ............