...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
سحـــر خاتـــون
یه نفر تا همیشه جا موند........! هیچکس همدم درد و غمت..... هیچکس همسفر سختی نیست... هیچکس ....... هیچکس اون که باید هم نیست............... تا چشم باز کنی..... تا نفس تازه کنی..... عمر لعنتیت رو به فناست.......... ما همه با هم "وحشتناک" تنهاییــــــــــــم...........!
alla
خط به خط از نو می بافم ،پیله ی تنهاییم را........!
سحـــر خاتـــون
به کساني که از شما خوشبخت تر به نظر مي رسند غبطه نخوريد... تنها فرق اونها با شما اينه که اونها بهتر فيلم بازي مي کنند.
سحـــر خاتـــون
گلوم خیلی درد میکنه...راه نفسم بسته شده...چشمام تار و اشک آلوده...هیچی ندارم که تو زندگیم بهش دل خوش کنم...عزرائیل جان؟؟! کی افتخار ملاقات میدی؟؟
alla
من به تنگ آمده ام از همه چیز .... بگذارید هواری بکشم....................................
alla
آه اگر راهی به دریا داشتم... می رفتم جای دگر ،می کوچيدم ..که دگروسعت شهر به هیاهوی دل من تنگ است...
alla
تلنگر میزنم به خاطرات.بیدار شوید ،خفته های زیبا! امروز بی تو... همان روز است،یکی از هزاران روز مبادا.............
alla
خودت كه ميداني نامت ميان اين هجاها جاريست...هستي..بي آنكه بداني، بي آنكه بخواهي.خنده ات در جان لحظاتم نيز هم..
...غزلواره ...
چه تلخ ...دوستت دارم هایت را شنیدم ...اما هیچــــوقت نـــــدیدم....
alla
پایم به راه نمیرود.......!!!.کاش برگردم.دلم را جای گذاشته ام در دیروز...
...غزلواره ...
هستند کسانی که از شدت دلتنگی به کما رفته اند ! ...حرف نمیزنند ؛ راه می روند ... نفس میکشند ، ولی چیزی حس نمیکنند ! فقط فکر میکنند و فکر میکنند ... !!!
alla
..سکوت سرشار از سخنان ناگفته است از حرکات ناکرده، اعتراف به عشق های نهان و شگفتی های بر زبان نیامده، در این سکوت حقیقت ما نهفته است، حقیقت تو و من!
...غزلواره ...
خاموشم ...خاموش تر از آنم که سخنی گویم... در بهت ِ نبودنت، در عمق لحظه های خاکستری ...هرچه بگویم طعم ِ تلخ جدایی هاست ...از اینهمه فاصله بویی که میرسد بوی بیات خاطره هاست .............
alla
دنیای بی تو بودن ،دنیای غریبیست ...برای من غریبه ای بودی ،که هیچ وقت آشنا نشدی.. غریبه ترین آشنای همیشگی................