...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
alla
سپید می شوم به افق چشم های سیاهت ،و تیتر می شوم توی صفحه ی حوادث ..که مردم بخوانند، شب گذشته جوانی خود را به گیسوی دخترکی آویخت و سپیده دم جان داد...
alla
آری ، پایان باشکوه تنهایی من ....،،،!!در شمارشی معکوس، برای آغازی نو ،لبخند به لب چشمانم را می بندم .......
alla
هر ساعتی که دلتان خواست، در خانه ام باز است.. اگر از پنجره دیدید چراغ خاموش است، اهمیت ندهید! بیدار یا که خواب داخل شوید... حتی اگر امید هم بخوابد، غصه بیدار است.........
alla
صدايي غمگين و پر سوز در کوچه مي پيچد ،مي خواند و مي رود. او هم دلش گرفته ،او هم پرسوز است نگاهش ..مثل من... آسمان ديگر آبي نيست ،پر است از ابرهاي خاکستري و پر اشک.................
...غزلواره ...
ننوازی به سرانگشت مرا، ساز خموشم ... زخمه بر تار دلم زن که درآری به خروشم ...چون صدف مانده تهی سینه ام از گوهر عشقی... ساز کن ساز غم امشب که سراپا همه گوشم....
Heartbroken
اگر يار مرا ديدى به خلوت / بگو اى بى وفاى بى مروت غمم دادى و غمخوارم نكردى / سر و كارت به فرداى قيامت
Heartbroken
به او گفتم: غمگین ترین ترانه را برایم بسرا. چشمانش رابست و آرام آرام گریست....گریست....
Heartbroken
برای ان مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ، نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم . مینویسم تا شاید نا مهربانی هایش را باور کند .
Heartbroken
خسته در حبس زمينم، ماه من يادم كن، به نگاهی به پيامی، سخنی شادم كن...
Heartbroken
دورم زتو ای گلشن جانان چه نويسم ، من مرغ ضعيفم به عزيزم چه نويسم ، ترسم كه قلم شعله كشد صفحه بسوزد ، با اين دل تنگم به عزيزم چه نويسم.
Heartbroken
به يادت آرزو كردم كه چشمانت اگر تر شد به شوق آرزو باشد نه تكرار غم ديروز...
...غزلواره ...
تـا بـا غم عشــــق تو مرا کار افتاد ... بــیــچاره دلــم در غم بســـیار افتاد.........
Heartbroken
کاش خبر از این دل تنگم داشتی، کاش خبر از غصه و آھم داشتی ، این دل شدہ مبتلا به تو ای دوست ، کاش مرھمی برای دردش داشتی
...غزلواره ...
خوبــ ــــــترین حادثـه می دانمتـــــــــــــــــــــــــ..............................
Heartbroken
برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود ، مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست ، نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم ، و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم . مینویسم تا شاید نا مهربانی هایش را باور کند .