...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
علـیـــ
تو رو دوسِــــت دارم ، لـــبـــالــبـــــ...
سحـــر خاتـــون
from the moment you wake up give 110% of your energy to receive 110%!!!
...غزلواره ...
از این همه شعر, خسته نمی شوی ؟؟؟؟؟ من پیشرفت کرده ام ,حتی از شعر هایم بیزار گشته ام ,شعر را باید زندگی می سرود,, و ما گوش میدادیم ...
...غزلواره ...
آنچه تو می خوانی ترانه نیست اعتراض نیست ...اعتراف عاجزانه به تنهاییست وقتی که ویرانه ایست دیگر... آن باغی که می دانی !! بغض ها با سرعت سرسام آوری اشک می شوند .......
...غزلواره ...
ما ته نشین شده ائیم, در خاطراتی که سالها پی در پی تکرار گشته اند ... هنوز سیاهپوش, اولین خاطره ای هستیم ,که سپید زیستن را از ما دریغ کرد ..........
...غزلواره ...
در کوچه پس کوچه ها قدم زدن.... و این سوال که بادها برای که خواهند وزید؟! این وزیدن ها بیهوده نخواهد بود.....؟
Heartbroken
زخمی عمیق در دلم است............ روزگار بی رحم نمک میپاشد.......... و من پیچ و تاب میخورمو همگان گمان میکنند که من مستم و میر قصم...
Heartbroken
میان همهمه ی برگهای خشک پاییزی فقط ما مانده ایم که هنوز از بهار لبریزیم
Heartbroken
برای شکستن من یه اخم تو کافیه ، نیازی به فریادت نیست . واسه اشک ریختنم سکوت تو کافیه نیازی به قهر نیست . برای مردنم حرف رفتنت کافیه نیازی به انجامش نیست .
...غزلواره ...
می نویسم از تو ... تا تن ِ کاغذ من جا دارد .......
...غزلواره ...
دلتنگ خود که می شوم ... تنها مأمن ... پناهگاه کلمه است ... کلماتی که جمله میشوند ... حرف می شوند ... و بر لب جاری ............
...غزلواره ...
تو را خواندم، چشم به راهت ماندم، سالها سپرى شد من، سرگردان نشیبهاى زندگى سنگى ...در لحظه هاى تلخ، نقش تو را بر شعرى ناب و پرشور می دیدم......
...غزلواره ...
سکوتت را معنا نتوانم کرد ...فوران واژه در تو ... تمدید زندگیست .............
...غزلواره ...
می گفت: شب تمام نمی شود موهای بلند سیاهت را که می بافی........