...غزلواره ...
میشود کمی مرا دعا کنید...؟! من دلم عجیب زخمی است، جا نمیشوم نه در زمین نه در زمان... های خسته ام خدا مرا نگاه کن...
sima
مرا هيچ چيز عذاب نمی دهد ... جز اينكه : هميــــشه دانسته خـــطا كردم.... ندانسته آلوده شدم ... نشناخته وابسته شدم ... و نخواستــــه رانده شدم ...
sima
آدما رو زیــــاد تنـــــها نذارین، تو تنهاییشون یه دنیایی برا خودشون میسازن که دیــــگه شـــما توش نیستین ....
Heartbroken
تو را با ديگرى ديدم كه بى من شادمان بودى گمانم بود بى احساسى و تو بيش از آن بودى رها كردى مرا رفتى شكستن بود تقديرم تمام فكر من هستى به فكر ديگران بودى
Heartbroken
زندگى كرديم اما باختيم / كاخ خود را روى دريا ساختيم لمس بايد كرد اين اندوه را / بر كمر بايد كشيد اين كوه را زندگى را با همين غم ها خوش است / با همين بيش و همين كم ها خوش است زندگى را خوب بايد آزمود / اهل صبر و غصه و اندوه بود باختيم و هيچ شاكى نيستيم / بر زمين خورديم و خاكى نيستيم
Heartbroken
هميشه دور بودن معناي فراموش كردن نيست ، گاهي فرصتي ست براي دلتنگ شدن
Heartbroken
كاش ميشد غصه ها رو تا كنم * پشت پرچين نگاها جا كنم * كاش ميشد در امتداد لحظه ها * لحظه اى را نيز با تو نجوا كنم
Heartbroken
اگه فراموشم كنی ميرم سراغ سرنوشت ، ميگم چرا اسم منو فقط تو قلب تو نوشت ، اگه فراموشم كني سلطان قصر غم ميشم مثل يه شمع بي فروغ لحظه به لحظه كم ميشم
Heartbroken
قصه عشقت را ... به بیگانگان نگو !!! چرا که این کلاغهای غریب بر کلاه حصیری مترسک نیز آشیانه می سازند...
Heartbroken
هر چه زدم بی تو دلم وا نشد جز تو کسی باب دل ما نشد هر چه پرستو شدم و پر زدم هم نفسی مثل تو پیدا نشد
Heartbroken
رو تابلوهای جاده ها سرگذره پیاده ها برات پیغام گذاشتم که هیچکسو تو دنیا قدر تو دوست نداشتم.
Heartbroken
ممنون كه نمى پرسى حالت چطور است تا مجبور نشوم دروغ بگويم كه خوبم!
sima
خـلاصـــــ ـــه ی این روزهـایـم همـیـن دو سـطـر می شـود تـــــــو ایـنــــــــ ــجـایی و حـال من خـــ ـــوب است؛ خوب ِ خوب ِ خوب...
Heartbroken
زندگى دو چيز به من آموخت : آرزوى مرگ . . . . . . . مرگ آرزو . . .
Heartbroken
دل من پشت سرت كاسه آبى شد و ريخت كى شود پيش قدمهاى تو اسپند شوم.